الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
533
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كشته شدن پدرش به « خالد ابن سدوس » پناهنده شده بود « بنى جديله » به او حمله بردند و اموال و شترهايش را به غارت بردند . امرأ القيس جريان را با خالد در ميان گذاشت « خالد » به او گفت مركب سوارى خود را در اختيار من بگذار تا شترانت را باز گردانم ، امرأ القيس قبول كرد « خالد » سوار شد و به « بنى جديله » رسيد و به آنها گفت شما شتران پناهندهء من را گرفتهايد ، و شاهد پناهندگى او مركب وى است كه من بر آن سوار هستم آنها بازگشتند و « خالد » را از مركب پياده كردند و مركب و شتران همه را بردند ، هنگامى كه خبر به « امرأ القيس » رسيد قطعه شعرى گفت كه مصرع آغازش مورد استشهاد امام ( ع ) قرار گرفته و مضمون شعر اين است كه غارت گذشته را واگذار و فعلا سخن از اين بگو كه « خالد » با دست خود مركب مرا از دست داده است ، با او چه بايد كرد ؟ جهت تمسك امام به شعر روشن است مىخواهد بگويد گذشته خلافت گذشته فعلا بايد ديد با « معاويه » چه بايد كرد ؟ ( اقتباس از شرح عبده جزء دوم ص 64 و ابن ابى الحديد ج 9 ص 244 ) ( 313 . ) قسمتى از اين خطبه را « ابو نعيم » در كتاب « حلية الاولياء » 1 ابو نعيم - حلية الاولياء - جلد 1 ص 72 جلد 1 ص 72 آورده و بخشى از آن را « واسطى » در كتاب « عيون الحكم و المواعظ » 1 واسطى - عيون الحكم و المواعظ - نقل نموده و « زمخشرى » در جزء اول كتاب « ربيع الابرار » 1 زمخشرى - ربيع الابرار - جزء اول كتاب باب « ملائكة » ( كه خطى و در كتابخانه اوقاف بغداد است در باب « ملائكة » ( كه خطى و در كتابخانه اوقاف بغداد است ) قسمتى از آن را آورده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 2 ص 384 ج 2 ص 384 ) ( 314 . ) يتفيأ عليه القمر جمله بالا مىگويد : ماه نسبت به تاريكى شب حالت دگرگونى دارد ،