الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
532
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
ترديد اگر او از وحى هم استمداد نمىجست براى اين كه به اينها صدمهاى نرسد آنها را بى سرپرست نمىگذاشت ، گمان ميكنى او مىخواست فاطمه همچون يكى از ضعفاى مدينه باشد ؟ آن هم در ميان مردمى كه على ( ع ) خون خويشاوندان آنها را ريخته بود ؟ كه در حقيقت اين خونها را پيامبر ريخته بود نه على ، آرى آنها به خون نوادگانش تشنه بودند ! خلاصه يك انسان عاقل كه در چنين مقامى از رياست بر مردم قرار دارد براى اين كه آئينش و دودمانش بخطر نيفتند بايست خلافت را در ميان آنها قرار داده باشد . ( چه رسد به اين كه او پيامبر است و جز از وحى تبعيت نمىكند و همواره دستور مىداد مسلمان بايد وصيت كند ) . به او گفتم مطلب شما قابل قبول اما اين سخن امام ( ع ) دلالت بر نص بر خلافت ندارد . پاسخ داد درست است ، ولى مطلب اين است كه سؤال كننده از وجود نص در مورد خلافت پرسش نكرد بلكه پرسيد شما كه از نظر خويشاوندى در مرحله بالا و نزديك نسبت به پيامبر قرار داشتيد چرا شما را كنار زدند ؟ و امام ( ع ) پاسخ اين سؤال را داد . ( اقتباس از شرح ابن ابى الحديد ج 9 ص 248 ) در اينجا بايد اضافه كنيم كه سخن ابو جعفر درست است و امام پاسخ سؤال شخص را داده است ، ولى براى آگاهى خوانندگان سؤال مربوط به اين كه چرا امام به نصوص خلافت استدلال نكرده در جلد اول ص 371 مطرح ساختهايم به آنجا مراجعه فرمايند . ( 312 . ) و دع عنك نهبا صيح فى حجراته . . . اين شعر از « امرأ القيس » است و جريان چنين بوده كه « امرأ القيس » پس از