الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
514
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
مقاومت را ندارم ، امام بار دوم خواسته خود را تكرار كرد ، همان جوان بلند شد و امام همان سخنان را با وى گفت چند بار اين وضع تكرار شد وى بالاخره گفت من اين وظيفه را انجام مىدهم و اين در راه خدا بسيار كوچك است ، قرآن را گرفت و در مقابل آنها ايستاد و آنان را به قرآن دعوت كرد ولى ابتدا دست راست بعد دست چپ و سپس وى را كشتند اين ساعت بود كه امام به پسرش دستور داد حمله كند و خود نيز حمله نمود و لشكر هم حمله كردند و جنگ سختى درگير شد چنان كه در گذشته گفتيم زبير را « ابن جرموز » كشت پس از آنكه از جنگ دست برداشت و از لشكر جمل جدا شد . و اما « طلحة » را مروان بوسيله تير به انتقام خون عثمان كشت ! هنگامى كه آثار شكست در لشكر جمل پديدار شد مروان گفت انتقام خون عثمان را غير از امروز از « طلحه » نخواهم گرفت ، و تيرى بر ران او زد كه رگ بزرگ پاى او را قطع كرد و خون از آن فوران نمود ، از غلامش مركبى خواست و سوار شد ، هر چه از او مىخواست جائى براى استراحتش تعيين كند مىگفت فرار كن كه دشمن مىآيد تا بالاخره به يكى از خانههاى بصره رسيده پياده شد و در آنجا مرد . « ابو مخنف » مىگويد : « نافع » نقل كرده كه مروان بن حكم مىگفت من « طلحه » را كشتم « عبد الملك » مروان مىگفت : اگر نه اين بود كه پدرم به من گفت من طلحه را كشتم من به انتقام خون عثمان تمام قبيله « تيم » را مىكشتم ، و او از اين جهت اين سخن را مىگفت كه « محمد ابن ابى بكر » و طلحه را قاتل عثمان مىدانست و هر دو از قبيله تيم بودند . ( شرح ابن ابى الحديد جلد 9 ص 111 و 113 و 114 ) ( 284 . ) اين كلام و آنچه در بخش نامهها تحت شماره 23 آمده است با تفاوتى كه دارند ضمن يك سخن از امام ( ع ) صادر شده است ، و مرحوم « كلينى » در « اصول كافى » 1 كلينى - اصول كافى - جلد 1 صفحه 299