الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
508
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
عالمى ديگر فرو مىبرد ، و آشكارا وضعش را كه از آن معمولا غفلت دارد مجسم مىكند ، سخنان امام همچون آب خنكى است كه قلب پر عطش و پر طپش انسان را تسكين مىدهد و آرامش مىبخشد . بار خداوندا بيش از پيش ما را با سخنانش آشنا كن ، و توفيق عمل به آن را ارزانى داد ! ( 278 . ) قسمتى از اين مشورت را « ابو حنيفه دينورى » در « اخبار الطوال » 1 ابو حنيفه دينورى - اخبار الطوال - صفحه 134 صفحه 134 آورده و « احمد بن اعثم » كوفى در « الفتوح » 1 احمد بن اعثم كوفى - الفتوح - جلد 2 صفحه 37 جلد 2 صفحه 37 و « طبرى » در « تاريخ » 1 طبرى - تاريخ - جلد 4 صفحه 237 در حوادث سال 27 خود جلد 4 صفحه 237 و ما بعد آن را در حوادث سال 27 نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 325 جلد 2 صفحه 325 ) ( 279 . ) « مدائنى » در كتاب « الفتوح » 1 مدائنى - الفتوح - معتقد است اين سخن را امام عليه السّلام در مورد نبرد « قادسيه » فرموده : ولى « طبرى » در « تاريخ الكبير » 1 طبرى - تاريخ الكبير - آن را در مورد جنك « نهاوند » مىداند كه خلاصه اين دو جريان را در ذيل مىخوانيد : نبرد قادسيه : جنك « قادسيه » در سال 14 هجرى روى داد و « عمر » در مورد رفتن خود براى جنك همراه مسلمانان مشورت كرد ، امام ( ع ) وى را از رفتن باز داشت و گوشزد فرمود كه اگر فارسيان بدانند خليفه مسلمانان در لشكر است سعى مىكنند او را از پاى در آورند ، و در نتيجه صدمهاى به اسلام خواهد خورد ، ولى ديگران نظرشان اين بود كه « عمر » خود شركت كند ، اما عمر سخن امام ( ع ) را ترجيح داد . طبرى مىگويد : « عمر » پس از تصميم بر عدم شركت در جنك ، « سعد وقاص » را رئيس سپاه قرار داد ، و « يزد گرد » ، « رستم » را ، « سعد » « نعمان ابن مقرن » را به