الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
498
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
به خروج سفيانى مناسبتر به نظر مىرسد . ( 266 . ) 1 - اين سخن را « طبرى » در تاريخ 1 طبرى - تاريخ - جلد 5 صفحه 39 در حوادث سال 23 خود جلد 5 صفحه 39 در حوادث سال 23 آورده است . و « ابن ابى الحديد » آن را قسمتى از سخن امام عليه السّلام كه پس از وفات عمر براى اهل شورا فرموده ، مىداند . و در حكمت 21 از كلمات قصار مصادر اين سخن خواهد آمد . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 313 جلد 2 صفحه 313 ) در كتاب « كامل » ابن اثير - كامل - جلد 3 صفحه 74 در حوادث سال 23 « ابن اثير » جلد 3 صفحه 74 در حوادث سال 23 نيز اين سخن آمده است . نكاتى از شورى : الف - « شبعى » در كتاب « شورى » و « مقتل عثمان » مىگويد : اهل شورا در خانهاى قرار گرفتند و با يكديگر به مجادله پرداختند ، زيرا هر كدام از آنها به اين مقام چشم دوخته بودند : بعضى اين مقام را براى آخرت و بعضى آن را براى دنيا مىخواستند . چون بحث و سخن به درازا كشيد ، « عبد الرحمن بن عوف » حاضر شد خود را از ميدان خلافت خارج سازد به اين شرط كه خود يك نفر را براى خلافت انتخاب كند همه به اين نظر راضى بودند ولى على عليه السّلام فرمود : من به تو خوشبين نيستم ! . . . ابو طلحه كه مأمور اجرا بود به امام عليه السّلام گفت : به رأى عبد الرحمن رضايت ده ! خواه به سود تو باشد يا به زيانت ! امام ( ع ) به عبد الرحمن فرمود : پيمانى خدائى با من ببند كه حق را مقدم دارى ، متابعت هوا و هوس نكنى و ميل به بستگانت ننمائى و براى غير خداوند عملى را انجام ندهى . عبد الرحمن به خداى واحد سوگند ياد كرد كه كوشش خود را در منفعت