الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

494

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

پس از رسيدن به آنجا و آگاهى روميان از ورود وى از او تقاضاى صلح نمودند و او با آنها مصالحه كرد به شرط اين كه جزيه بپردازند . سپس از آنجا به بيت المقدس رفت . و مورخان نوشته‌اند در اين مسافرت به معاويه و سرداران سپاه كه لباسهاى زيبا و تجملى پوشيده بودند اعتراض كرد ، و آنها در پاسخ وى گفتند كه در اينجا عظمت اسلام در اين است كه ما چنين لباسهائى را در برداشته باشيم ! البته عمر چهار بار به شام رفته و در يكى از مسافرتهايش به آن سو به بيمارى و با كه در آن ناحيه شيوع داشته برخورد مىكند و لذا وارد شهر نشده برميگردد ، اين سفر در سال 17 هجرى بوده ، و فتح بيت المقدس در سنه 15 هجرى اتفاق افتاده است . ( شرح ابن ابى الحديد جلد 8 ص 298 - 300 و كامل ابن اثير جلد 2 از ص 499 به بعد ) ( 261 . ) « اخنس » پدر « مغيره » از سران منافقان بود ، و طبق نوشته همه محدثان او جزو مؤلفة قلوبهم به شمار آمده زيرا او در روز فتح مكه با زبان اظهار اسلام نمود ولى در باطن معتقد نبود ، مغيره برادرى داشت بنام « ابو الحكم » كه در جنگ « احد » دست امام ( ع ) كشته شد كينه‌اى را كه از امام ( ع ) در درون مخفى داشت با جمله بالا آشكار كرده است . و اين كينه به علت همان كشته شدن برادرش بدست امام ( ع ) بوده است . و اگر امام ( ع ) به او مىفرمايد : « يا ابن اللعين » بخاطر وضعى است كه پدرش داشته و اگر « ابتر » مىگويد به واسطه اين است كه اگر انسان فرزند گمراه و ناپاكى از خود باقى بگذارد مثل اين است كه اصلا فرزندى ندارد ! ( شرح ابن ابى الحديد ج 8 ص 301 )