الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

493

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

ترديدى در آن راه ندارد ، چه اين كه هم قرآن مجيد در سوره احزاب آيه 40 ، و هم نهج البلاغه ، و هم روايات و احاديث از طريق اهل سنت و شيعه بطور صراحت در اين معنى وارد شده است ، به همين لحاظ مىبينيم شارحان و مفسران هنگامى كه به چنين مواردى مىرسند معمولا در اين باره هيچگونه توضيح و بحثى نمىكنند و اين بخاطر همان مسلم بودن اين حقيقت مىباشد . توضيح بيشتر را مىتوانيد در جلد اول اين كتاب صفحه 382 و 383 مطالعه كنيد . ( 260 . ) 1 - در « نهاية » 1 ابن اثير - نهاية - جلد 4 صفحه 250 ذيل ماده « كنف » « ابن اثير » جلد 4 صفحه 250 ذيل ماده « كنف » به اين سخن امام عليه السّلام اشاره شده و « ابو عبيدة » در كتاب « الاموال » 1 ابو عبيدة - الاموال - صفحه 252 صفحه 252 . و از اين كه ابن ابى الحديد 1 ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - بعضى از كلمات سخن مورد بحث را بگونهء ديگر نقل كرده مثلا « تكفل » به جاى « توكل » و « كهف » بجاى كانفه ، بدست مىآيد كه او به نسخه ديگرى از كلام امام ( ع ) غير نهج البلاغه دست يافته ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - ج 2 ص 302 ج 2 ص 302 ) 2 - اين مشورت در آن هنگام پيش آمده كه قيصر روم با همهء سپاهش براى جنگ با مسلمانان در معركه حاضر شدند و « خالد ابن وليد » از جنگ كناره گرفته بود . و كار بر « ابو عبيده » و « شرحبيل » و سائر سران لشكر مسلمانان تنك شده بود و در اين حال جريان را به عمر اطلاع دادند ، و او در اين زمينه با امام ( ع ) مشورت كرد و اين پاسخ را شنيد . ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - صفحه 251 ص 251 ) 3 - اين همان جنك فلسطين و فتح بيت المقدس است كه عمر پس از اطلاع احساس كرد كه بايد شخصا در آن شركت كند و لذا به آن سو رهسپار شد ، و