الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

483

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

آن گاه عرض كردم اى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم گرامى مرا به چه چيز فرمان مىدهى ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود به قبيله خويش باز گرد ، تا آن هنگام كه بشنوى من آشكارا به تبليغ اسلام مبادرت مىورزم . ابو ذر گفت به خدا سوگند من تا در مسجد الحرام با صداى رسا اسلام را اعلام نكنم باز نخواهم گشت لذا وارد مسجد - الحرام شد و با صداى رسا فرياد زد : اشهد ان لا إله الا اللّه و ان محمدا عبده و رسوله . مشركان گفتند اين شخص از آئين قريش روى بر تافته است لذا بر سرش ريختند و آن قدر وى را زدند كه بى حال روى زمين افتاد . عباس عبد بن المطلب خويش را روى بدن او افكند و گفت اى مردم قريش او را كشتيد ، اين شخص از قبيله بنى غفار است و شما تاجريد ، قبيله‌اش از شما انتقام خواهند گرفت ، چه اين كه راه تجارت شما از كنار قبيله او مىگذرد . و به اين وسيله او را نجات داد . روز دوم نيز ابو ذر برنامه‌اش را تكرار كرد و از دست مشركان سخت كتك خورد ! ابو ذر خود مىگويد : قريش آن قدر مرا زدند كه بدنم يكپارچه به خون آغشته شد ! و قريش خيال مىكردند مرا كشته‌اند ، اما من آنچه مىخواستم گفته بودم ! ابو ذر طبق گفته خودش چهارمين نفرى بوده كه به اسلام پيوسته است . فضائل ابو ذر : فضائل و مناقب ابو ذر آن قدر زياد است كه در اين مختصر نمىگنجد . روايت معروفى كه از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده نقل آن در اينجا به جا به نظر مىرسد و آن اين است كه : « ما اظلت الخضراء و لا اقلت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابي ذر ، من سرة ان ينظر الى زهد عيسى بن مريم ( ع ) فلينظر الى ابى ذر . » آسمان سايه نيفكنده و زمين در بر نگرفته كسى را كه راستگوتر از ابو ذر