الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

482

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

ابو ذر با شنيدن اين سخن ، برادرش را براى تحقيق به مكه فرستاد . برادرش پس از بازگشت خبر داد كه شخص مزبور امر به معروف مىكند ، نهى از منكر مىنمايد و امر به اخلاق نيك . ابو ذر خود شخصا به سوى مكه حركت كرد اما در مكه از كسى جوياى خواسته خود نشد ، شب در كنار مسجد الحرام خوابيد ، پاسى از شب گذشته بود كه على عليه السّلام از كنارش عبور كرد ، از او پرسيد كيستى ؟ ابو ذر پاسخ داد مردى از قبيله بنى غفارم ، على ( ع ) از او دعوت نمود تا به خانه او برود ، با هم به منزل على ( ع ) رفتند اما بدون اين كه در مورد خواسته ابو ذر سخنى به ميان آورند شب را گذراندند ، و فردا ابو ذر باز به مسجد الحرام آمد تا بتواند خواسته‌اش را پيدا كند ، اما تا شب هنگام به آن دست نيافت على عليه السّلام كه از كنارش داشت عبور مىكرد به او گفت : مگر وقت آن نشده كه به منزل خويش بيائى ؟ ابو ذر اين شب نيز به منزل على ( ع ) رفت اما سخنى در بارهء منظور ابو ذر بينشان رد و بدل نشد روز بعد و شب سوم نيز بر منوال سابق گذشت سرانجام ابو ذر به على گفت : سرى دارم ، با تو مىگويم اگر بتوانى مرا كمك كن و گرنه آن را مكتوم دار ! على ( ع ) پذيرفت . پس از آنكه ابو ذر منظور خويش را گفت على پاسخ داد من تو را به آن حضرت رهنمون مىشوم ، من از جلو حركت مىكنم و تو از پشت سر مىآئى و همچنان ادامه مىدهى تا وارد منزل او بشوى اما اگر در بين راه من به سوى زمين خم شدم متوجه باش مخالفان متوجه ما شده و خطر در پيش است ! . . . ابو ذر و على ( ع ) بالاخره به منزل پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بدون برخورد با مانع وارد شدند . ابو ذر با پيامبر سخن گفت و توانست در همان ساعات اول حق را بيابد و بفهمد كه محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرستادهء خداست و در گفتارش صادق است لذا اسلام را پذيرفت و گواهى بر وحدانيت خدا و رسالت حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم داد . . . ابو ذر مىگويد من در مكه مدتى ماندم و پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم اسلام را به من آموخت