الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
454
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
گفتم - اين را اتباع ما از روى نادانى انجام دادهاند ! - چرا حرير و ديباج و طلا مىپوشيد در حالى كه آن را حرام مىدانيد ؟ - ما در كارهاى خود از عجم كمك گرفتيم كه نويسندگان ما باشند آنها داخل دين ما شدند ولى از راه و رسم خويش تبعيت كرده اين لباسها را مىپوشيدند و ما خوش نداشتيم ! زمامدار نوبه سر را پائين انداخت ، دستش را زير و رو ميكرد و سر انگشت را بر زمين مىزد و مىگفت : بردگان ما ، عمال ما ، اتباع ما ، نويسندگان ما ، سپس روى آورد گفت چنين نيست كه گفتيد شما ملتى هستيد كه حرام خدا را حلال شمرديد ، آنچه نهى كرده بود مرتكب شديد ، و در مملكت خود ستم روا داشتيد ، خداوند لباس عزت را از تن شما در آورد و لباس ذلت را بر شما پوشانيد . خداوند نعمت و بلائى كه در باره شما دارد هنوز پايان نيافته ، و من از اين مىترسم كه عذاب خداوند بر شما نازل شود و در سرزمين من باشيد و گوشهاى از اين عذاب ما را هم فرا گيرد ، مهمانى سه روز است هر چه نياز داريد بخواهيد تا به شما بدهم آن گاه از سر زمين من كوچ كنيد ، ما آنچه مىخواستيم گرفتيم و كوچ كرديم ! شرح ابن ابى الحديد ج 7 ص 163 ( 229 . ) در كتاب اصول كافى 1 - اصول كافى - در بارهء « توصيف اسلام » بعضى از قسمتهاى اين خطبه آمده است و در كتاب امالى 1 شيخ طوسى - امالى - شيخ طوسى از اول خطبه تا « و الجنة سبقته » با كمى تفاوت نقل گرديده است . ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه 2 - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - صفحه 249 صفحه 249 )