الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
452
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
اميه جنايتكار به ديدن كاخ آمدند و مىگفتند اين كاخ به بهشت شداد مىماند . « حتما آن را براى برادرش منصور ساخته است ! و عدهاى مىگفتند براى عمويش « صالح » بنا نهاده . . سفاح به ديدن بنى اميه آمد و گفت دوست دارم شما را بر ديگر عرب برترى بخشم ( و گذشته را جبران كنم ) ولى آنها نپذيرفته و از آنجا رفتند ، سفاح كسى فرستاد و اصرار كرد كه چون شما از من وحشت داريد من براى رفع اضطراب شما چنين كردهام و به خدا و پيامبر سوگند ياد مىكنم كه اين قصر تنها به خاطر شما بنا شده است . آنها نيز اطمينان يافتند و در عين حال تصميم بر آن گرفتند كه با اسلحه باشند كه در صورت لزوم بتوانند از خود دفاع كنند جنايتكاران بنى اميه داخل قصر شدند و عدهاى از بردگان مسلح خود را در بيرون قصر واداشتند كه در صورت لزوم وسيله دفاع داشته باشند . . . سفرهء غذا و وسيله پذيرائى برايشان مهيا گرديد . ضمنا سفاح دستور داد آب را بر ديوار كاخ ببنديد پس از مدتى صداى ريزش ديوارهاى قصر بلند شد . بنى اميه وحشت زده خيال كردند ، بلائى نازل شده ناگاه همه قصر درهم فرو ريخت و همه نابود گرديدند . جريان را به سفاح گزارش كردند . او با سديف كنار قصر آمد پس از ديدن جريان سجدهء شكر نمودند « سفاح » به « سديف » گفت آيا انتقام خون عزيزان را گرفتى ؟ سديف - به خدا سوگند اينها ارزش يك بند كفش حسين ( ع ) و يا يكى از يارانش را ندارند اما در عين حال در شام هنوز عدهاى از امويهاى جنايتكار باقى هستند اميد است حتى يك نفر از آنها باقى نماند . فرداى آن روز سفاح عموى خود « صالح » بن عبد اللّه را با سپاهى به همراهى سديف به شام فرستاد و دستور داد با نيكان بنى اميه نيكى و بدانشان را به نسبت بدى آنها كيفر دهد . و در اين راه با سديف مشورت نموده به گفتههايش عمل كند .