الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

415

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

كه از روزى خواران تو در خواست روزى كنم و از اشخاص پست خواستار عطوفت و بخشش باشم ! به ستودن آن كس كه كمكم مىكند مبتلا گردم ! و به مذمت و بد گوئى از آنكه به من نمىبخشد آزمايش شوم ! و تو در ماوراى همه اينها سرپرست منى كه ببخشى و يا منع نمائى ! و تو بر همه چيز قادرى « إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » خطبه - 226 از خطبه‌هاى امام ( ع ) كه در تنفر از زرق و برق دنيا ايراد فرموده 415 ( دنيا ) سرائى است كه بلاها آن را احاطه كرده ، و به بىوفائى و مكر معروف است ، حالاتش يك نواخت نمىماند و ساكنانش ايمن نيستند . احوالش گوناگون و حالاتش گذرنده ، زندگى در آن مذموم و امنيت در آن غير ممكن است اهل آن همواره هدف تيرهاى بلا هستند كه مرتبا به سوى آنها پرتاب مىشود و با مرگ نابودشان مىسازد . اى بندگان خدا ! بدانيد ! شما و آنچه در آن از اين دنيا هستيد در همان راهى قرار داريد كه پيشينيان شما بودند همانها كه عمرشان از شما طولانىتر ، سرزمينشان آبادتر ، و آثارشان از شما بيشتر بود ، ناگاه صداهايشان خاموش ، نيروها و حركتهاشان راكد ، اجسادشان كهنه ، سرزمينشان خالى و آثارشان مندرس گرديد . قصرهاى بلند و محكم و بساط عيش و پشتيهاى نرم و راحت آنها به سنك و آجر و لحد هاى گورستان تبديل شد !