الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

397

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

( پس از مرگ ) در درون قبرها خزيدند و زمين بر آنها مسلط شد ، از گوشتشان خورد و از خونهايشان آشاميد ، در حفره‌هاى گورستان به صورت جمادى بىرشد و نا پيدا ! كه اميد يافت شدن آن هرگز نيست قرار گرفتند . ديگر وقوع حوادث هراس انگيز آنها را به وحشت نمىاندازد ، و دگرگونيها آنها را محزون نمىسازد به زلزله‌ها و اضطرابات اعتنائى ندارند ، و به سر و صداهاى شديد گوش فرا نمىدهند ، غائبانى هستند كه انتظارشان كشيده نمىشود ! ، و حاضرانى هستند كه حضور نمىيابند ! جمع بودند و پراكنده شدند ، به يكديگر الفت داشتند و جدا گرديدند ، اگر اخبارشان به دست فراموشى سپرده شده و ديارشان در سكوت فرو رفته است ، بر اثر طول زمان و بعد محل سكونت آنان نيست ، بلكه جامى به آنها نوشانده‌اند كه به جاى سخن گفتن گنگ و به جاى شنوائى كر شدند و حركاتشان به سكون تبديل يافته است ، و در ديد نخست ، پندارى كه به خواب رفته‌اند ، همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمىگيرند ، دوستانى هستند كه به ديدار يكديگر نمىروند ، پيوندهاى شناسائى در ميان آنها به كهنگى گرائيده ، و اسباب برادرى قطع گرديده ، همه ، با اين كه جمعند تنهايند ! ، و با اين كه دوستند از يكديگر دورند ، نه براى شب صبحگاهى مىشناسند و نه براى روز شامگاهى ! شب يا روزى كه رخت سفر مرگ در آن بسته‌اند براى آنها جاودان شده ، ( 409 ) خطرات آن جهان را وحشتناكتر از آنچه مىترسيدند يافتند ، و نشانه‌هاى آن را بزرگتر از آنچه در نظر داشتند مشاهده كردند ، براى وصول به هر يك از دو نتيجه ( بهشت يا دوزخ ) تا محل قرارگاهشان مهلت داده شده ، و عالمى از بيم و اميد بر ايشان فراهم ساخته ، اگر مىخواستند آنچه را كه در آنجا مشاهده كرده‌اند و با چشم ديده‌اند توصيف كنند ، زبانشان عاجز مىماند ! . . .