الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

393

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

كه همه با من بودند به شورش وا داشتند و بر شيعيان من حمله بردند ، عده‌اى را از روى خدعه و ناجوانمردانه كشتند ، و گروهى هم با شهامت دست به شمشير برده استقامت ورزيدند ، و شديدا با دشمن جنگيدند تا آنكه خداوند را صادقانه ملاقات كردند ( و شربت شهادت را نوشيدند ) كلام - 219 از سخنان امام ( ع ) ( 405 . ) و ( 406 . ) اين سخن را امام هنگامى فرمود كه از كنار كشته « طلحة بن عبد اللّه » و « عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد » در « روز جنگ جمل » عبور نمود « ابو محمد » در اين مكان غريب مانده است ! سوگند به خدا من نمىخواستم قريش در زير اين آسمان كشته افتاده باشند ، انتقام خود را از « بنى عبد مناف » گرفتم ( و قصاص خون شيعيان را نمودم ) و اما رؤساى بنى جمح از دست من فرار كردند . آنها به سوى امرى گردن كشيده بودند كه اهليت آن را نداشتند و پيش از آنكه به آن برسند گردنهاشان شكسته شد ! كلام - 220 از سخنان امام ( ع ) اين سخن در توصيف پوينده راه خدا است عقلش را زنده ساخته ، و شهواتش را ميرانده است ، تا آنجا كه جسمش به لاغرى گرائيده و خشونت و غلظت اخلاقش به لطافت تبديل شده ، برقى پر نور در وجودش درخشيده و راه هدايت را برايش روشن ساخته ، و در طريق الهى او را به راه انداخته ، همواره در مسير تكامل از بابى به باب ديگر منتقل شده تا به باب سلامت و سراى زندگى جاودانى راه يافته ، و در قرار امن و راحت ، با آرامش و اعتماد قرار گرفته است . ( اينها همه به خاطر ) آن است كه عقل و قلبش را به كار وا داشته و پروردگارش را راضى ساخته است .