الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
385
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
ولى به هنگام عمل كم وسعتترين دائرههاست . حق به نفع كسى جريان نمىيابد جز اين كه در مقابل برايش « مسئوليتى » به وجود مىآورد . و حق بر زيان كسى جارى نمىشود جز اين كه به همان اندازه به سود او جريان مىيابد . و اگر قرار بود حق به سود كسى جريان يابد و مسئوليت برايش ايجاد نكند اين مخصوص خداوند بود ، نه مخلوقش ، و اين بواسطه قدرتش بر بندگان و عدالتش در تمام چيزهائى كه فرمانش بر آنها جريان دارد ، خواهد بود ، اما ( در عين حال ) خداوند حق خود را بر بندگان اين قرار داده كه اطاعتش كنند و در برابر ، پاداش آنان را حقى بر خود بطور تفضل چندين برابر قرار داده ، و حتى ، بيشتر از آن ، براى كسانى كه اهلش باشند مقرر فرموده است . حقوق زمامداران بر رعيت و به عكس سپس خداوند از حقوقى كه قرار داده حق بعضى از مردم را بر بعضى ديگر است و آن را از هر نظر براى افراد مساوى قرار داده است . بعضى از اين حقوق بعضى ديگر را به دنبال دارد ، و بعضى از اين حقوق حتما در پى حق ديگرى است . ( چنان كه اگر زمامدار مثلا عدالت نكند حق اطاعت ندارد ) از ميان حقوق خداوند بزرگترين حقى را كه فرض شمرده است حق والى و زمامدار بر رعيت ، و حق رعيت بر والى و حاكم است . اين فريضهاى است كه خداوند براى هر يك از زمامداران و رعايا بر ديگرى قرار داده است و آن را نظام الفت و پيوستگى آنان با يكديگر و عزت و نيرومندى دينشان گردانيده . بنا بر اين رعيت هرگز اصلاح نمىشود جز با اصلاح شدن واليان و زمامداران . و زمامداران اصلاح نمىگردند جز با رو به راه بودن رعايا ، پس آن گاه كه رعيت حق حكومت را اداء كند و حكومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد ، حق در ميانشان قوى و نيرومند خواهد شد ، و جادههاى دين صاف و بى دست انداز مىگردد ، نشانه و علامتهاى عدالت اعتدال مىپذيرد و راه و رسمها درست در مجراى خويش به كار مىافتد ، بدين ترتيب زمان صالح مىشود ، به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنان مأيوس خواهند شد . اما آن گاه كه رعيت بر والى خويش چيره گردد و يا رئيس حكومت بر رعايا اجحاف نمايد نظام بر هم مىخورد . . .