الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

323

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

از زمين كنده شد ، پيش آمد و به شدت صدا مىكرد و همچون پرندگان به هنگامى كه بال مىزنند و صدائى از به هم خوردن شاخه‌هايش در هوا پراكنده مىشد ، تا آنكه پيش آمد و در جلوى رسول خدا ( ص ) ايستاد ! ، و شاخه‌هايش همچون بالهاى پرندگان به هم خورد بعضى شاخهء بلند خود را بر روى پيامبر ( ص ) و بعضى از آنها را بر دوش من افكند ، و من در جانب راست آن حضرت بودم . اما قريش هنگامى كه اين وضع را مشاهده كردند از روى كبر و غرور گفتند « به درخت فرمان ده ! نصفش پيشتر آيد ، و نصف ديگرش در جاى خود باقى بماند ، پيامبر ( ص ) فرمان داد : نيمه‌اى از آن با وضعى شگفت‌آور و صدائى شديد به پيامبر نزديك شد آن چنان كه نزديك بود به آن حضرت بپيچد ، باز از روى كفر و سركشى گفتند : فرمان ده اين نصف باز گردد و به نصف ديگر ملحق شود و به صورت نخستين در آيد ! پيامبر ( ص ) دستور فرمود : و درخت چنين كرد ، من گفتم : « لا إله الا اللّه » اى پيامبر ( ص ) من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان دارم ، و نخستين فردى هستم كه اقرار مىكنم : « درخت با فرمان خدا براى تصديق نبوت و اجلال و بزرگداشت برنامه و دعوتت آنچه را خواستى انجام داد » ، اما آنها همه گفتند : « نه او ساحرى است دروغگو كه سحرى شگفت‌آور دارد ، و در سحر خويش سخت با مهارت است ، آيا پيامبريت را كسى جز امثال اين ( منظورشان من بودم ) تصديق مىكند ؟ ( اما ) من از كسانى هستم كه در راه خدا از هيچ ملامتى نمىترسند ، از كسانى كه سيمايشان سيماى صديقان ، و سخنانشان . سخنان نيكان است . شب زنده‌دارانند و روشنى بخش روز به دامن قرآن تمسك جسته‌اند و سنتهاى خدا و رسولش را احياء مىكنند ، نه تكبر مىورزند و نه علو و برترى پيشه مىسازند ، نه خيانت مىكنند و نه فساد به راه مىاندازند ، دلها و قلبهاشان در بهشت و بدن و پيكرهاشان در انجام وظيفه و عمل .