الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

293

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

اما خداوند مخلوق خويش با امورى كه از فلسفه و ريشهء آن آگاهى ندارند مىآزمايد تا از هم ممتاز گردند و تكبر را از آنها بزدايد و آنان را از كبر و نخوت دور سازد . درس عبرت ! بنا بر اين از آنچه خداوند در مورد ابليس انجام داده عبرت گيرند ، زيرا اعمال طولانى و كوششهاى فراوان او را ( بر اثر تكبر ) از بين برد . او خداوند را شش‌هزار سال عبادت نمود كه معلوم نيست از سالهاى دنياست يا از سالهاى آخرت . اما با ساعتى تكبر همه را نابود ساخت ! ، پس چگونه ممكن است كسى بعد از ابليس همان معصيت را انجام دهد ولى سالم بماند ، نه ، هرگز چنين نخواهد بود ! ، خداوند هيچگاه انسانى را بخاطر عملى داخل بهشت نمىكند كه در اثر همان كار فرشته‌اى را از آن بيرون كرده باشد ، فرمان او در بارهء اهل آسمانها و زمين يكى است ، و بين خدا و احدى از مخلوقاتش دوستى خاصى بر قرار نيست ، تا به خاطر آن مرزهائى را كه بر همهء جهانيان تحريم كرده است مباح سازد . از شيطان بر حذر باشيد ! اى بندگان خدا از اين دشمن خداوند بر حذر باشيد ! نكند شما را به بيمارى خودش ( يعنى تكبر ) مبتلا سازد ! و با نداى خود شما را به حركت وا دارد ، و به وسيله لشكرهاى سواره و پياده‌اش شما را جلب نمايد ! به جان خودم سوگند او تيرى خطرناك براى شكار كردن شما به چله كمان گذاشته ، و آن را با قدرت و فشار تا سر حد توانائى كشيده ، و از نزديكترين مكان به سوى شما پرتاب كرده است ( آرى او چنين ) گفته « پروردگارا ! به سبب آنكه مرا اغوا كردى زرق و برق زندگى را در چشم آنها جلوه مىدهم ، و همه را اغواء خواهم كرد » « 1 » ( و به سوى كفر و شرك خواهم كشانيد ) ( اما ) تيرى در تاريكى به سوى هدفى دور انداخت و گمانى نا بجا برد ( يعنى خواسته‌اش كه همه انسانها مشرك شوند و از راه راست منحرف شوند تحقق نيافت ) ولى فرزندان نخوت ، و برادران تعصب ، و سواران مركب كبر و جهالت او را عملا تصديق كردند . . .

--> ( 1 ) - حجر . 39