الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
237
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( در شگفتم ) آيا در ميان شما دين نيست كه شما را گرد آورد ؟ و آيا غيرتى نيست كه شما را به سوى دشمن بسيج كند ؟ آيا اين شگفت آور نيست كه معاويهء خبيث اين جفا پيشگان اوباش را دعوت كند و آنها بدون انتظار بخشش و كمكى متابعتش كنند ؟ ( 351 ) اما من - با اين كه شما بازماندگان اسلام و بقاياى مردميد - دعوتتان به كمك و عطايا مىكنم ولى از گردم پراكنده مىشويد و راه تشتت و تفرقه را پيش مىگيريد ( چنان بىتفاوت هستيد كه ) نه از دستورات و كارهايم راضى مىشويد ، و نه شما را به غضب مىاندازد كه بر ضد آن اجتماع كنيد محبوبترين چيزى كه دوست دارم ملاقاتش كنم ، مرگ است ! ! كتاب خدا را به شما تعليم دادم ، راه و رسم استدلال را به شما آموختم ، آنچه نمى - شناختيد به شما شناساندم ، و آنچه لقلقه زبانتان بود و از حقيقت آن آگاه نبوديد با بيان و توضيح خويش ، مفهوم ، و به ذائقهء فكرتان گوارا ساختم اما ( صد حيف ) كه نابينا نمىتواند به بيند و خوابيده بيدار نيست ! سوگند به خدا چقدر به جهالت و نادانى نزديكند مردمى كه رهبرشان معاويه و طرف مشورت و مربى آنها پسر نابغه ( عمرو عاص ) باشد ! كلام - 181 از سخنان امام ( ع ) كه در باره گروهى از سپاه كوفه فرموده است ( 352 ) امام يكى از ياران خود را فرستاد تا از وضع گروهى از سپاه كوفه كه تصميم داشتند به خاطر ترس از او به خوارج ملحق گردند اطلاعى كسب كند پس از بازگشت امام از او پرسيد : آيا ايمن گرديدند و بر جاى باقى ماندند يا ترسيدند و كوچ نمودند . عرض كرد : اى امير مؤمنان ! ترسيدند و كوچ كردند ! در اينجا امام ( ع ) فرمود : از رحمت خدا بدور باشند همان گونه كه قوم ثمود از رحمتش دور شدند ! آگاه باشيد اگر نوك نيزهها به سوى آنها متوجه مىشد و شمشيرها بر فرقشان مىباريد از گذشته خود پشيمان مىگشتند ، شيطان امروز از آنها درخواست تفرقه كرده اما فردا از آنها بيزارى مىجويد ، و خويش را از آنها كنار خواهد كشيد . . .