الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
187
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( بگو ) چه كسى تو را در مكيدن شير از پستان مادرت هدايت نمود ، ؟ و چه كس تو را به محل آن چه مىخواستى آشنا كرد ؟ هيهات ! آن كس كه از توصيف موجوداتى كه داراى شكل و اندامند اعضاى پيكرند ناتوان است از توصيف خالق خويش عاجزتر و ناتوانتر است ، و از شناخت او از طريق صفات مخلوقين دور تر . كلام - 164 از سخنان امام ( ع ) ( 315 . ) و اين در هنگامى بود كه مردم نزد او جمع شده و از « عثمان » شكايت كردند و از آن حضرت خواستند كه با عثمان در اين زمينه صحبت كند و از او بخواهد كه از اشتباهاتش دست بردارد امام ( ع ) بر عثمان وارد شد ( با لحنى مؤدبانه و آميخته با احترام با او سخن گفت ، باشد كه در دل او اثر كند و از مسيرش باز گردد ) و چنين فرمود : مردم پشت سر من هستند و مرا بين خود و تو سفير قرار دادهاند . سوگند به خدا نمىدانم چه چيز را با تو بگويم ؟ ! مطلبى را كه تو ( در اين زمينه ) از آن بىاطلاع باشى سراغ ندارم ( 316 . ) تو آن چه را كه ما مىدانيم مىدانى ما به چيزى پيشى نگرفتهايم كه تو را از آن آگاه سازيم ، و چيزى را در پنهانى نيافتهايم كه آن را به تو ابلاغ كنيم ( زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمام اصول و وظائف اسلامى را آشكارا بيان فرمود و همگان آن را شنيدند ) و همانطور كه ما مشاهده كرديم تو هم مشاهده كردى ، و همان گونه كه ما شنيديم تو هم شنيدى و همچنان كه ما با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همنشين بوديم تو نيز همنشين بودى ، هيچگاه فرزند « ابو قحافه » ( ابو بكر ) ، پسر « خطاب » ( عمر ) در انجام اعمال نيك از تو سزاوارتر نبودند ، تو برسول خدا ( ص ) از نظر پيوند خويشاوندى از آن دو نزديكترى ، ( 317 . ) تو از نظر دامادى پيامبر ( ص ) بمرحلهاى رسيدى كه آن دو نرسيدند ، خدا را ! خدا را ! بجان خود رحم كن ، سوگند به خدا كه تو نياز براهنمائى و تعليم ندارى ، راهها آشكارند و نشانه - هاى دين بر پا ! آگاه باش ! برترين بندگان در نزد خداوند پيشواى عادلى است .