الشيخ محمد علي الگرامي القمي

88

مالكيت ها ( فارسى )

يعنى زمين از هر كه باشد محصول ، ملك كسى است كه بذر از او بوده است ، كارخانه از هر كه باشد كالاى توليد شده ملك كسى است كه مادّهء خام ملك او بوده است . منتها اگر زمين غصبى است يا تصّرف در كارخانه غصبى است بايد اجارهء آن‌ها پرداخت شود . و ضرر صاحب ملك را نيز جبران نمايد . همين طور كار از هر كه باشد كالا و محصول ، ملك كسى است كه بذر و مادّهء خام ، ملك او باشد . لكن اگر كار از ديگرى ( غير مالك مادّهء خام ) بوده است ، بايد اجرت عادلانه‌اش پرداخت گردد . مسأله و قاعدهء فقهى : « الزرع للزارع و لو كان غاصبا / محصول ، ملك زارع است هر چند غاصب باشد » . را هر طلبهء مبتدى در فقه مىداند كه منظور غصب زمين است نه بذر ، بنابراين ، قاعده ياد شده اصالت بذر را بيان مىكند و نه اصالت كار را . اين كه منظور از اصالت مادّهء خام را توضيح دادم ، براى آن است كه برخى افراد پر مدّعا فرياد نكنند كه اين‌ها براى كار ارزش قايل نيستند ، و مىخواهند سرمايه‌دارى درست كنند . . . حتّى به آيهء قرآن هم توجّه ندارند كه : « ليس للأنسان الّا ما سعى : يعنى اصالت با كار است » . آرى هستند كسانى كه در هيچ علمى تخصّص ندارند جز در علم هوچىگرى و آشوب‌گرى بحث‌ها ! بايد فورا از اين‌ها پرسيد شما از اصالت چه فهميده‌ايد ؟ از ارزش چه مىدانيد ؟ اصالت داشتن مادّهء خام لازمه‌اش بىارزش بودن كار نيست و ربطى به آن ، و مسأله سرمايه دارى ندارد . البته همه چيز نهايتا به كار بر مىگردد ، خود مادهء خام هم با كار استخراج مىشود . ليكن نبايد مسائل را با هم خلط كرد . آيه كريمه قرآن هم به طور زير بنايى اصالت را با كار مىداند ، سخن آيه اين نيست كه