الشيخ محمد علي الگرامي القمي
8
مالكيت ها ( فارسى )
پيش درآمد بحث از مالكيت بحثى پرپيشينه و دير سابقه است . مىگويند در يونان باستان افلاطون و پيروان مسلك او ، سر منشأ همه كشمكشهاى جامعهء بشرى را زاييدهء دو امر اساسى مىدانستند : شهوت و مالكيت . از اين رو براى تحقق صلح و نيك بختى جامعه ، رأى به اشتراك آن دو دادند ، و آرمان شهر افلاطون جامعهاى بود كه در آن نه از مالكيت خصوصى خبرى بود و نه از شهوت خصوصى اثرى ! در ايران باستان نيز كه متأثر از فرهنگ يونانى بود همين نگرش و شعارها وجود داشت ، و اقتصاد آن مبنى بر حذف هر نوع مالكيت خصوصى و بسط انديشهء افلاطونى بود ، كه بر اساس آن رفاه و آسايش جمعى در پناه حذف و هدم مالكيت فردى و خصوصى پديد مىآيد . البته در يونان كهن انديشمندان و فيلسوفان از علومى مانند تاريخ و اقتصاد ، بحث مدوّنى نمىكردند و همواره شيفتهء بحث از تقسيمات حكمت نظرى و عملى بودند ، امّا براى به سامان كردن مباحث تئورى حكومت و ذيل مباحثى همانند سياست مداران كه زير مجموعه حكمت عملى محسوب مىشد ، به نوعى از اقتصاد و مالكيت و توابع و لوازم آن سخن مىراندند و آرامش حكومت و آسودگى رعيّت را در حذف و . . هر نوع مالكيت شخصى محقق مىيافتند . اين انديشه در قرن 19 و 20 و با ظهور چهرههايى همانند ماركس و