الشيخ محمد علي الگرامي القمي

42

مالكيت ها ( فارسى )

آباد مىنمايد و كشاورزى مىكند ، چه بايد بدهد ؟ فرموده است كه : بايد صدقه بدهد . سؤال شد : اگر صاحبش را مىشناسد ؟ فرمود : حق او را ادا كند . « 1 » به گفته اين عده از اين دو روايت معلوم مىشود كه زمين در قانون اسلام با آباد كردن ، ملك كسى نمىشود و فقط حقّ استفاده از آن را مىيابد و لذا بايد خراج بدهد ، اگر زمين ملك خود او شده بود كه ديگر خراج - كه به منزلهء اجارهء زمين است - لازم نبود . و نيز اين جمله كه : اگر صاحب قبلى زمين پيدا شد حق او را ادا نمايد ، با ملكيّت تناسب ندارد . اگر صاحب قبلى مالك زمين بوده بايد زمين را به او بدهد ، نه اين كه فقط يك حقّى به او بدهد . پس لابد هنوز آثارى از او در زمين بوده و بايد آثار او را به خودش داد ، ولى زمين ملك امام است و ملك امام ملك ، هيچ كس ديگرى نيست و بايد خراج يعنى اجاره‌اش را به امام بپردازند . . . سخنان و دلايل اين عده نيز قابل پذيرش نيست ، زيرا حرف لام در لغت عرب ( به فرض اين كه براى ملكيّت نباشد و فقط مفيد اختصاص و احقيّت باشد ) ، همين كه اختصاص را به طور مطلق گفته و قيدى برايش آورده نمىشود ، معنايش اين است كه حقّ اختصاص مزبور ، دائمى است و اين مساوى با ملكيّت است . در حالى كه اساسا لام ظاهر در ملكيت است و به همين جهت از لام آيهء خمس ملكيّت را مىفهميم . البته ممكن است لام با قرائنى به معناى غير ملكيّت بيايد ( مثل روايات بازار و مسجد كه قبلا ذكر شد ) .

--> ( 1 ) - 3 / 2 احياء موات وسائل ، روايت ابو خالد كابلى .