عبدالجباربن زين العابدين شكوئى
44
مصباح الحرمين ( فارسى )
ذىالقعدة نيز در را مىگشايند به جهت شستن اندرون خانه و ليكن پلهء چوبين را در اين روز نمىگذارند و كسى را داخل نمىكنند مگر غاسِلين « 1 » را كه عبارتند از اعيان و بزرگان مكّه مانند شريف مكّه و قاضى و شيخ الحرم و شيبى كليددار و امثال ايشان ، و آنها نيز با مشقّت بر سر دوش و دست مردم داخل مىشوند ، و اگر مردى خدمه را به پول تطميع كند او را نيز با كمال تصديع داخل مىكنند به طريقى كه شريعت دخول به آن نحو ، خالى از اشكال نيست . و كعبه را بيتالعتيق نيز گويند ، چنانچه در قرآن مجيد مىفرمايد : ى وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتيقِى « 2 » ، وجه تسميه به اين اسم را از چند وجه مىتوان گفت : اوّل از جهت اينكه آزاد است از تملّك مخلوقات ، چون كسى مالك آنجا نيست « 3 » . دوّم از اين جهت كه قَديم « 4 » از همهء خانههاست كه در روى زمين هست ، چنانچه دلالت دارد بر اين معنى ، آيهء ى انَّ اوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ . . . الخى « 5 » . و شىء قديم را هم عتيق مىنامند . سيّم از جهت آزادى از تسلّط ظالمان كه خلّاق احديّت آن مكان مقدّس را از ظلم ظالمان محفوظ داشته و هر كه را هم كه به اين صدد افتاده باشد دفع فرموده به مجازات كافيه ؛ چنانچه استيصال « 6 » اصحاب فيل كه قصد تخريب آن خانه كرده بودند ، شاهد بيّن است بر اين مُدّعى « 7 » .
--> ( 1 ) - غاسِل : شوينده . لغت نامه . ( 2 ) - حجّ / 29 . ( 3 ) - كافى 4 / 189 ح 6 ؛ الفقيه 2 / 191 ح 2113 ؛ وسايل 13 / 240 ب 18 ح 17644 ؛ بحار 96 / 58 ب 5 ح 16 ؛ عللالشرايع 2 / 399 ب 140 ح 2 . ( 4 ) - قَديم : پيشين و سابق . لغت نامه . ( 5 ) - آلعمران / 96 . ( 6 ) - استيصال : از بن برانداختن ، برانداختن . لغت نامه . ( 7 ) - خلاصهء ماجراى اصحاب فيل چنين است كه : « ابرهه » با سپاهيان فيل سوار خويش به قصد تخريب حرم محترم ، متوجّه كعبه شد ، اموالى حوالى حرم را گرفته ، چهارصد شتر عبدالمطلب را نيز ضبط نمود ، هنگامى كه عبدالمطلب جهت گرفتن شتران خويش نزد او رفت و ابرهه درخواست او را شنيد در شگفت شده گفت : من با لشكرى عظيم جهت تخريب خانهاى كه شرافت ايشان است آمدهام و او بجاى سخن دربارهء آن ، شترانش را از من مىخواهد . عبدالمطلب فرمود : من صاحب شترانم و آن خانه را نيز خداوند و صاحبى است كه چون بخواهد از آن محافظت مىفرمايد . بامداد روزى ديگر ، حقّ تعالى مرغانى كه هر يك سنگى در منقار و دو سنگ در چنگال داشتند بسوى آنان فرستاد كه سنگها را بر فيل سواران مىانداختند و آنها را هلاك مىساختند . . . ؛ در سورهء مباركهء فيل آمده است : ( بنام خداوند بخشندهء مهربان * آيا نديدى كه خداى تو با فيل سواران چه كرد ؟ * آيا مكر ايشان را در تباهى نيفكند ؟ * و بر ايشان مرغان ابابيل را گسيل نداشت ؟ * به گونهاى كه آنان را به سنگ گلين هدف قرار دادند ؟ ! * سپس ايشان را همچون كاه خورده شده گردانيد * ) ؛ جهت آگاهى بيشتر به فصل 24 همين كتاب و تفاسير اين سوره مراجعه شود . م .