حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
8
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
كردند و بر او شوريدند ، درحالىكه شيعيان با متانت و آرامش با او برخورد كردند و از سربازانش در قبال تجاوزات سنيان به آنها حمايت كردند ، بهطورىكه موجب ايستادگى طولانى آنها در مقابل اين قضيه شد . اين چيزى است كه سيد امين به شكل خاصى با شرح اين ديدگاهها مستندا به تاريخ ابن اثير ، انجام داده است . اما فاتحان فراموش نكردند شيعه را كه در شورش عليه آنها شركت نجست و از لشكريان آنها حمايت كرد ، مورد ستم و حملهء شديد و وحشتناك خود قرار دهند . ( ص 53 ) . اين در مورد عراق بود ، اما در مورد مصر ، سيد امين تأكيد مىكند كه اين طغرل بيك بود كه وقتى خليفهء فاطمى ، مستنصر ، به او نامهاى نوشت تا به اطاعتش در آيد ، تعرض به او را آغاز كرد . سيد امين با اين نظريه ، حقايق متعددى را براى دكتر عمر تدمرى توضيح مىدهد كه مهمترين آن عبارت است از اينكه به يك دليل ، اساسا درگيرى و نزاعى ميان فاطميان و سلاجقه ، در نگرفته است . آن دليل اين است كه فاطميان حكومتى نداشتهاند ، تا با سلاجقه بر سر تصرف سرزمين شام درگيرى و نزاعى داشته باشند . زيرا هنگام آغاز حملات سلجوقيان به سرزمين شام ، حكومت فاطميان در آستانهء فروپاشى بود و با زمامدارى جمالى ، عملا از هم پاشيد ( ص 93 ) . اين محقق فصلى را به كيفيت غلبهء جماليان اختصاص مىدهد و با استناد به تاريخ مقريزى نتيجهگيرى مىكند كه فاطميانى وجود نداشتهاند تا تصور كنند كه با آمدن صليبيان به شام اهدافشان مبنى بر نابودى خصمشان و يا جلوگيرى از خطر و نفوذ آن ، به تحقق خواهد پيوست ؛ بلكه در آن زمان اين جماليان بودند كه به حكومت فاطميان پايان دادند و به جاى آنان نشستند . حسن امين با اين اظهارنظر ، دكتر عمر تدمرى را در مقابل دو گزينش قرار مىدهد : يا جهل و نادانى را انتخاب كند و يا تعصب كور ( ص 105 ) . وى صفحات متعددى را با حمله به تحريفهاى عمر تدمرى و اكاذيب او كه در قالب فحاشى و بىحيايى بيان شده