حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
79
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
و جاشت إلىّ النفس حزنا و لوعة * فقلت تعزى و اصبرى فكأن قد « 1 » فرزندان خواجه نصير الدين طوسى : فرزندان خواجه نيز رسالت و اهداف پدرشان را دنبال كردند . از مطالبى كه صاحب كتاب « غاية الاختصار فى اخبار البيوتات العادية المحفوظة من الغبار » در مورد انگيزهاش از تأليف اين كتاب نقل مىكند ، اين است : مؤلف كتاب فوق وارد بغداد مىشود و در اين شهر ، اصيل الدين ابا محمد حسن بن نصير الدين طوسى را مىبيند و از او به خاطر اينكه علما و پژوهشگران را براى ادامهء كارهاى علمى تشويق كرده است ، بسيار قدردانى مىكند و او را چنين ستايش مىكند : يا ابن النصير و ما الزمان مسالمى * إلا و أنت على الزمان نصيرى سألوك فى علم النجوم لو أنهم * قد وفقوا سألوك فى التدبير « 2 » بين اين دو در زمينهء تاريخ و انساب گفتگوهايى انجام مىشود و به او مىگويد كه دوست دارم كتابى در مورد خاندان امير المؤمنين بنويسى . مؤلف در اين كتاب دولت ايلخانيان ، نصير الدين طوسى و اولاد او را بسيار مورد ستايش قرار مىدهد و بارها از آنها نام مىبرد . خواجه نصير الدين طوسى از خود فرزندانى به جاى گذاشت كه بعد از وفات او از معدود رجال سياسى به شمار رفتند و مناصبى را كه پدرشان در
--> ( 1 ) - هنگامى كه عبد العزيز بن جعفر درگذشت و به دنبال او مصيبت نصير الدين محمد فرا رسيد ، بر از دست دادن ياران بىتابى كردم و اين مصيبتها موجب شد كه رشته امور زندگيم از هم گسسته شود . جانم از غم و اندوه به هيجان آمد و به او گفتم كه اى نفس ! بردبارى شكيبايى پيشه كن ! ( 2 ) - اى فرزند نصير الدين ! من از دست روزگار جان بدر نمىبرم مگر آنكه تو از من در مقابل روزگار پشتيبانى كنى . آنان دربارهء ستارهشناسى از تو سؤال مىكردند . اما اگر توفيق مىداشتند ، از تو دربارهء تدبير جهان مىپرسيدند .