حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

345

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اسماعيلى او را از خود سلب كرد و از داعى ، حسين بن حوشب معروف به منصور اليمن خواست تا با او بجنگد و پيروانش را محو و نابود كند . حكومت ابن حوشب در يمن طولانى نبود . زيرا پس از مرگش ، ميان فرزندانش اختلاف افتاد . ابو الحسن على عبد الله مهدى در اواخر زندگيش شورش كرد كه موجب شد برادرش ، جعفر ، او را سرزنش كرده يمن را در سال 1322 ه به سمت مغرب و سپس مصر ترك كند . وى در مصر نزد فاطميان به آرزوى خود رسيد . زيرا در آنجا در عرصه علم و انديشه و تأليف يكى از اركان حكومت آنها گرديد . البته اگر حكومت بنو حوشب به پايان رسيد اما پايه‌هاى اسماعيليه ثابت ماند تا اينكه سال 439 فرا رسيد و در اين سال داعى على بن محمد صليحى براى نشر دعوت اسماعيلى قيام كرد . اين فرد ، سنى المذهب و پدرش از قاضيان سنى در يمن بود . اما داعى يمن ، عامر بن عبد الله رواحى محبت او را كه جوان بود ، به خود جلب كرد و از اين طريق او را به كيش اسماعيلى درآورد . پس از مرگ رواحى ، صليحى جانشين او در دعوت شد و دوباره فعاليت اسماعيليه پس از آنكه با مرگ ابن حوشب با ركود مواجه شده بود ، رونق گرفت . صليحى سپس تلاش نمود تا سيطره‌اش را بر يمن گسترش دهد و به اين منظور دست به قيامى زد كه پيروزى را براى او به ارمغان آورد . در جريان اين پيروزى برخى قلاع و دژهاى اسماعيلى را به طاعت خود درآورد و براى خليفهء فاطمى ، مستنصر ، تبليغ كرد . سپس رفت تا سرزمينهاى اسلامى را يكى پس از ديگرى فتح كند تا اينكه در سال 455 هجرى تمامى يمن به زير سلطه او در آمد و به پيش رفت تا اينكه داخل مكه شد و دوباره آن را به طاعت اسماعيليه درآورد . وى - آنطور كه گفته مىشود - خود را براى حمله به عراق و رها كردن آن