حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

346

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

از يوغ عباسيان مهيا مىكرد ؛ اما در سال 459 به دست سعيد احول بن نجاح و در راه مكه براى انجام مناسك حج ، به قتل رسيد . از اين رهگذر ملاحظه مىكنيم كه او طى بيست سال توانست يمن را متحد كرده حجاز را به او ضميمه كند . همچنين يمن را به دعوت اسماعيليه برگرداند و او و خاندانش در قاهره به نام خليفهء فاطمى بر آن حكومت كنند . صليحى فرزندش ، احمد مكرم ، را كه بر وفاداريش نسبت به مستنصر باقى مانده بود ، به جانشينى خويش منصوب كرد ؛ سپس قاتل پدرش ، سعيد احول بن نجاح ، را از ميان برداشت كه مستنصر نامهء تشويق‌آميز و حاميانه‌اى براى او فرستاد و سپس در سال 469 هجرى حكومت عمان را به او گماشت . همچنين او را تحريك كرد كه سلطه فاطميه را در حجاز تثبيت نموده امير عبد الله بن على علوى ، امير « احساء » ، را تأييد كند . مكرم در سال 484 ه درگذشت . بايستى طبق وصيت مكرم ، پسر عمويش ، ابو حمير سبأ بن احمد مظفر ، جانشين او شود ؛ اما همسر مكرم ، سيده اروى حره ، اجراى اين وصيت را رد كرد و اعلام كرد خلافت را براى فرزندش عبد المستنصر كه هنوز كودكى بيش نبود ، مىخواهد ؛ و در اين مورد به مستنصر نامه‌اى نوشت و از او خواست كه او را تأييد كند كه مستنصر هم او را تأييد كرد . اما عبد المستنصر ، پسر ملكه حره اروى ، زياد عمر نكرد . ازاين‌رو ابو حمير سبأ پنداشت كه پس از مرگ مكرم فرصت براى در اختيار گرفتن قدرت ، فرا رسيده است . به اين منظور براى ازدواج با ملكه حره از خود تمايل نشان داد ولى او دست رد به سينه او زد . اما او از مستنصر يارى طلبيد . مستنصر براى ملكه حره نامه‌اى نوشت و از او خواست كه به پيشنهاد سبأ پاسخ مثبت دهد .