حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

296

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

نام مىبرد كه در امر واردات اين گياهان و سپس صادران آنها فعاليت داشته است . اين نويسنده گفتگويى را كه بين سجستانى و فرد ديگرى به نام على كرمانى ، يكى از كارمندان او ، در مىگيرد نقل مىكند و آن گفتگو اين بوده است كه : سجستانى از على كرمانى مىخواهد متوجه باشد كه گياهان دارويى را با ديگر گياهان كم‌ارزش مخلوط نكند و چنين استدلال مىكند كه : اگر ما تنها يك‌بار انواعى از گياهان دارويى نظير گل بنفشه و سپستان و انذروت را با تركيباتى از گلهاى بىارزش مخلوط كنيم و براى يك‌بار به نمايندگىهايمان در رى ، كاشان ، اصفهان و ديگر شهرها بفرستيم ، پس از آن ديگر هيچيك از آنان دارويى را از ما نخواهند خريد . بارى در هر شهرى بازار مخصوصى به نام بازار حشائشىها وجود داشته است و چنين بوده است كه حشائش و گياهان دارويى در الموت در بسته‌هايى بسته‌بندى مىشده و اسم شهر و كسى كه بايستى براى او فرستاده مىشده به انضمام كلمهء « بازار حشائشىها » روى آن نگاشته مىشده است . و عرقياتى كه از اين گياهان گرفته مىشده است در شيشه‌هاى مخصوصى كه مصون از شكسته شدن باشند قرار مىگرفته و با بار گياهان دارويى ، به نقاط مختلف ارسال مىشده است . از اينجا بود كه لقب « حشيشيه » به نزاريان چسبيد و بعدا دشمنان آنان از اين كلمه بهره‌بردارى كرده آن را به « حشاشين » تغيير دادند . يكى از عوامل اين سفر من ، تحقيق در مورد موطن اوليهء اسماعيليان نزارى بود . من در اين سفر در برابرم حقايقى را يافتم كه تحليل فوق را كاملا تأييد مىكرد به نحوى كه جايى براى احتمال و ترجيح باقى نماند و مسأله نزد من يقينى شد . در اين سفر براى من روشن شد كه اين سرزمين ، حاصلخيزترين زمينها را براى رويش گياهان دارويى دارد . در اين نقطه همواره تا به امروز