حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
276
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
حسن صباح بود ، نمايان شد . اگر اينك در اين موطن حركت كرده ، از ميان كوههاى متراكم با آن قلههاى مرتفع و درههاى عميقشان عبور مىكنيم ، بايد بدانيم تمام اينها جز خط مقدم دفاعى - طبق تعبير جديد نظامى - براى جلوگيرى از نفوذ كسانى كه وسوسهء پيشروى به درون منطقه را داشتهاند ، چيزى ديگرى نبوده است . طولى نكشيد كه كوهها در سمت چپ ما و درهء عميق در سمت راست ما قرار گرفت و چند روستاى سرسبز و پردرخت بهطور پراكنده در آن دره به چشم خوردند . پس از آن سه اتومبيلى كه ذكر كرديم ، جاده بهطور كامل خالى شد و ما تنها در اين جادهء طولانى كمعرض باقى مانديم . آنگاه كوهها و درهها در سمت راست ما شعبه شعبه شده ، درهم آميختند . پس از صعود مستمر شروع كرديم به سرازير شدن . ناگهان زنبورستان بزرگى را در ميان آن دشت گسترده ديديم . كندوداران مكان سرسبز و گلزارى را براى جمعآورى عسل انتخاب كرده بودند . اما صاحبان اين كندوها كه در سطح وسيعى گسترده بودند كجا هستند ؟ ما هيچ انسانى را در طول اين جادهء طويل و در عرض اين دنياى عريض نديديم . همچنان به سرعت در سراشيبى به طرف پايين در حركت بوديم كه كاميونى را پشت كاميونى ديگر در همان جهتى كه بوديم ، مشاهده كرديم . شيبى كه ما را به درهاى عظيم ميان دو سلسله جبال عظيم مىرساند ، تندتر شد : سلسله جبالى كه از آن پايين مىآمديم و سلسله جبالى كه به طرف آن در حركت بوديم . مناظر جالب طبيعت كه با گونههاى مختلف زيبايى مزيّن مىشد ، در برابر ما خودنمايى مىكرد . تمام اينها در جادهاى خلوت و زمينى خالى بود كه پندارى