حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
252
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
پس از چندى ، در طرف چپ مسير ، درختان ظاهر شدند و حاصلخيزى و خرّمى سر بر آورد و عمران و آبادى آشكار گرديد . از يك كارخانهء سيمان كه از بزرگترين كارخانههاى خاورميانه است ، زندگى عملى پديدار شد . كارخانهاى كه آن را منبع پايانناپذير جبال البرز با سنگ و خاكى كه دارد ، تغذيه مىكند . اين كارخانه به شهر آبيك كه در عرض اين دشت پهناور از دور به چشم ما مىخورد ، نزديك است . نود دقيقه بعد در سمت چپمان به پادگان بزرگى رسيديم كه در كنار آن بناهاى بلندى كه خانههاى مسكونى افسران بود قرار داشت . اينك ، در سى و پنج كيلومترى شهر قزوين بوديم . دشتهايى كه در آن حركت مىكرديم ، پر از مزارع ماكيان بود كه قريب يك سوم توليدات كل ايران را تشكيل مىدهد . در اين مزارع گاو ، بز و گوسفند نيز وجود دارد كه هر روزه 45 تن شير و مقدار زيادى گوشت توليد مىكنند . در فاصله 25 كيلومترى قزوين نيروگاه بزرگ برقى ساخته شده است كه دورنماى آن را به وضوح ديديم . آنگاه در سمت راستمان شهر كوندج و پس از آن روستاى حصار پديدار شد . سپس شهر جديد التأسيس زيباشهر را ديديم كه كارگران شهرك صنعتى البرز در آن سكونت دارند و جمعيتشان به 30 هزار نفر مىرسد . اينان در كارخانههاى گوناگون اين شهر كه بالغ بر 450 كارخانهء كوچك و بزرگ است ، كار مىكنند . مدخل قزوين : در مدخلهاى ورودى شهر قزوين ، باغهاى بادام و پسته كه تازه شكوفه داده بودند و در جاىجاى قزوين وجود دارند ، خودنمايى مىكنند .