حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

170

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اما نزاريان كسانى بودند كه توانسته بودند جان سالم از حملهء مغولها بدر برند و قلعه‌هايشان را از خطر نابودى حفظ كنند ؛ اين خشم مغولها را برانگيخته بود و در اين مراسم آن را با برخورد توهين‌آميز با نمايندگانش ابراز كردند ؛ و در موقعى كه خود را براى حملهء سراسرى آماده مىكردند ، خشم خود را به‌طور آشكارترى ابراز نمودند ، به اين نحو كه با صراحت اعلام نمودند هدفشان ريشه كنى نزاريان است . در ميان مسلمانان كسانى بودند كه مغولها را بر اين كار تشويق و راه را براى آنها هموار كردند . برخى از مسلمانانى كه پس از حملهء چنگيز خان ، خطر مغولها را با تمامى بزرگى و هيمنه‌اش همواره نزديك دروازه‌هايشان مىديدند ، در بت‌پرستى مغولها اثرى از الحاد نمىديدند و در عوض در عقيدهء نزاريان الحاد مىديدند . اين مسلمانان به جاى اين‌كه تمام همشان را در برنامه‌ريزى براى آيندهء دور و نزديك مصروف كنند و به جاى اين‌كه از گذشته عبرت بگيرند و در فكر سازماندهى نيروهاى اسلامى و تحكيم صفوف مسلمانان باشند تا بتوانند در مقابل يورشى كه هر آن از جانب مغولها محتمل بود مقاومت كنند ، تمامى همشان اين بود كه چگونه مىتوانند به كار نزاريان و قلعه‌هاى آنان پايان دهند . البته آرزوى نجات از نزاريه و نزاريان چيزى نيست كه قابل ملامت باشد ؛ اما به شرط اين‌كه رهايى و نجات با نيروهاى خودى ، با شيوه‌هاى غير فيزيكى يعنى با اسلوب معنوى از قبيل بحث و استدلال ، صورت گيرد ، نه اين‌كه اين مهم بخواهد از طريق فراخوانى از نيروى بيگانه و طمعكار به سرزمين‌هاى اسلامى كه در عين حال ملحدتر از هر ملحدى است و خونخوارتر از هر خونخوار ، صورت بگيرد . منگوقاآن ، نوهء چنگيز خان ، كه خلافت چنگيز به او رسيد ، كسى بود كه