حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
150
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
موجب نزديكى فقها و قاريان به او شد . بديهى است جلال الدين حسن سوم نتواند ريشههاى انحراف را از بيخ و بن بركند ؛ بلكه جريان انحرافى طبيعتا هنوز پيروانى داشته كه پايبند آن بودند ، مانند ديگر جريانات عقيدتى در زمانها و مكانهاى مختلف كه هرچند برخى در صدد مبارزه با آن عقايد و پيروان آنها برآيند ، اما چنين نيست كه موفق شوند آن را بهطور كامل از بين ببرند . البته حكومت اين گروه از نزاريان ، بعد از جلال الدين حسن طولى نكشيد . زيرا وى در سال 618 هجرى ( 1225 م ) درگذشت . پس از او ، فرزندش علاء الدين محمد به جاى پدر نشست كه در سال 653 هجرى ( 1260 م ) از دنيا رفت . سپس فرزندش ركن الدين خور شاه به حكومت رسيد كه با به قتل رسيدن او به دست هلاكو خان در سال 654 هجرى ( 1261 م ) حكومت نزاريان پايان يافت . ناگفته نماند كه گرچه حكومت نزاريان در اين زمان به پايان رسيد ، اما جريان انحرافى حسن دوم و كسانى كه از عقايد باطل او پيروى مىكردند ، هنوز باقى بود و نسلبهنسل كسانى بودند كه از اين جريان پاسدارى مىكردند . اين مسأله تا امروز ادامه دارد و پيروان آقا خان دنبالهرو همان جريان هستند . پس از آنكه وارثان اسماعيليان حقيقى از نهادن نام اسماعيلى برخود تبرى جستند و خود را به اسم « بهره » خواندند ، اينها تنها كسانى بودند كه همچنان نام اسماعيلى را با خود حمل مىكردند . اگر كسانى كه با حسن دوم و جانشينان او در اعصار بعدى زندگى مىكردند ، توانستند در پى تغيير و تحولى كه در مذهب اسماعيليه ايجاد شد ، از نام اسماعيلى تبرى جويند ، اما پيروان اوليهء اين مذهب ، وقتى دستخوش تغيير