حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

151

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

نشده بود و بر تمامى اصول و فروع و قواعد اسلام منطبق بود ، آن را پذيرفته بودند و با همان عقايد از دنيا رفتند ، نمىتوانند وقتى كه قبر آنها را احاطه كرد ، از اين مذهب و حاملان آن تبرى جويند . در اين‌جاست كه از آنچه روى داد ، بهره‌بردارى كردند و گفتند كه تا وقتى فاطميان به اسماعيل بن جعفر صادق عليه السلام منتسب هستند ، از نظر نسب و مذهب ، اسماعيلى هستند ؛ آنها اين را آشكارا اعلام كردند ، زيرا تا وقتى ايمان و اسلام ريشه‌دارى داشته باشند و فاطميان ، اسماعيلى باشند ، اين اعلام لطمه‌اى به آنها نمىرساند . اما وقتى پيروان حسن دوم فرزند محمد بن بزرگ اميد خود را اسماعيلى بنامند ، در اين صورت آنها عقايد ديگران را به اسماعيليان آغازين مىچسبانند و از آنها بدگويى مىكنند . اين جريان تا امروزه ادامه دارد . گروهى ديگر آمدند كه داراى نيت‌هاى پليد نبودند اما در مقابلشان نوشته هايى را ديدند كه بدنيتان نوشته بودند و آنها ناخواسته آن نوشته‌ها را حقيقت انگاشته ، آن را پذيرفتند ؛ مانند وضعيتى كه براى نويسندگان « موسوعة عبد الناصر فى الفقه الاسلامى » كه قبلا از آن ياد كرديم ، اتفاق افتاد . انصاف در مورد نزاريان : اگرچه آنچه در مورد نزاريان گفتيم حقايقى عينى بود ، اما در موردى كه انصاف لازم است بايستى جانب انصاف را در مورد آنها رعايت كرد و آنها را از گزافه‌هايى كه گزافه‌گويان در موردشان گفته‌اند تبرئه نمود . از جمله اين‌كه آنها را به « حشّاش » يا « حشيشى » ، منسوب به مادهء مخدر معروف ، ملقب كرده‌اند . برخى از نويسندگان اين لقب را به تمامى نزاريان ، اعم از آنها كه توسط جلال الدين حسن سوم از جريان انحرافى حسن دوم بريدند