حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

127

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

به اين ترتيب قرار داشتند : حسن صباح حميرى ، كيا بزرگ اميد ، حسن بن محمد بزرگ اميد ، محمد بن حسن ، جلال الدين بن محمد بن حسن ، علاء الدين محمد بن جلال الدين بن محمد ، ركن الدين خور شاه بن علاء الدين كه به دست هلاكو به قتل رسيد و بدين وسيله حكومت نزاريان پس از 177 سال ، به پايان رسيد . پيداست ، دعوت نزاريه در آغاز ظهورش چيزى را دگرگون نكرد و اختلاف آن با ديگر فرقهء رقيبش يعنى اسماعيليهء مستعليه ، به جز در موضوع « امامت نزار و امامان مستور و آشكار بعد از او » در چيز ديگرى نبود . اما به مرور زمان در مبناى اسلامى - شيعى اسماعيلى آنان تحول اساسى روى داد و داراى عقايد باطنى خاصى شدند . اما علىرغم اين تحول بزرگ ، غالبا به همين گروه نزاريه اطلاق نام اسماعيليه مىشد . پيروان امروز آقا خان نيز از همين گروهند . اينها كسانى هستند كه همچنان از آنچه حسن دوم ، محمد كيا بزرگ اعلام كرد ، پيروى مىكنند . اما نزاريانى كه با اين گروه مبارزه كردند و سپس نقشهء قتل حسن دوم را كشيدند ، بر دستورهاى اسلام ثابت قدم ماندند . چنين بود كه نزاريان به دو فرقه منشعب شدند كه تفصيل آن خواهد آمد . اسماعيليان مستعلوى ( بهره ) : پس از آن‌كه خليفه ، آمر بن مستعلى ، به دست نزاريان به قتل رسيد ، در گروه دوم نيز كه قايل به امامت مستعلى ، ابو القاسم احمد ، بودند ، انشعابى رخ داد . گروهى از آنان كه صليحيان باشند ، بر اين باور بودند كه پس از مستعلى ، امامت به فرزند خردسالش ، طيب مىرسد . به اعتقاد اينان مستعلى قبل از مرگش وصيت مىكند كه فرزندش ، طيب را به يمن بفرستند و او را به دست ملكه سيده