حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
128
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
حره ( اروى ) مىسپارد . اين گروه همچنين معتقد بودند كه طيب ظاهر نشده است ، بلكه مستور شد و با وى دورهء ستر جديدى آغاز گرديد . گروهى ديگر از اين فرقه قايل به امامت حافظ شدند . اما ملكه حره ، امامت اين فرد را رد كرد و خودش را كفيل امام مستور ، طيب بن آمر ، معرفى نمود . اما حافظ با ديگر يمنىها از در دوستى در آمد و حكومت يمن را به على بن سبا داد و او را « داعى تاجدار معظم ملقب به شمشير » لقب داد . بدين طريق يمن پس از آنكه از شكاف و انشقاق قديم آسوده شد ، دوباره دچار انشقاق جديدى شد . همچنان كه در هر انشعابى است ، اوضاع يمن متزلزل شد و خلافت فاطمى با پاى خودش به اضمحلال و نابودى نزديك مىشد . طولى نكشيد كه نور الدين محمود بن زنكى « 1 » به مصر دستدرازى كرد صلاح الدين هم وزارت را به عهده گرفت و به اين وسيله خلافت فاطميان در سال 567 به پايان رسيد . وى گروهى را به رهبرى توران شاه به يمن فرستاد كه آنجا را تحت سلطه خود در آوردند . محمد حسن اعظمى در كتابش نظر فرقهء مستعليه را كه به « بهره » موسوم هستند ، چنين بيان مىكند : « آمر » رسالهاى در دفاع از نظرياتش تصنيف نمود و در آن با ادلهاى امامت پدرش مستعلى را به اثبات رساند . اين كتاب نشان مىدهد كه دشمنى بين فرقههاى اسماعيليه به شديدترين حد خود رسيده بود . كشمكش به حدى بود كه خليفه ( آمر ) به آنچه كه مبلّغانش تصنيف كرده بودند ، اكتفا نكرد و خود دست به كار تأليف كتابى براى دفاع از نظرياتش و حمله به نزاريان گرديد . از اين جريان چيزى نگذشت كه دشمنان آمر مترصد فرصتى شدند تا او را به قتل برسانند و بالأخره اين كار را با ضربهء خنجرى به وى ، انجام دادند . وى قبل از
--> ( 1 ) - وى از اتابكيان شام بود ( م ) .