ابو القاسم سلطانى

476

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

" قارواباسليقا " معرب نموده و مىنويسند آن " جوز " ( معرب از Gos به زبان پهلوى ) است . به سنسكريت آن را Akhota و به عبرى Egoz مىناميده‌اند . در ترجمه عربى دياسقوريدوس ( از اصطفن و حنين ) آمده است : قارواباسليقا كه آن را فرسيقا ( معرب Persika ) نيز ناميده‌اند ديرهضم و براى معده بد و بوجودآورنده صفراى تلخ و سردرد است . براى مبتلايان به سرفه زيان دارد . تناول آن با انجير خشك و سداب در ورم پستان و پيچيدگى عصب موثر است و مخلوط آن با پياز و نمك و عسل براى گزيدگى سگ خوب است . اگر آن را با پوستش سائيده و بر روى ناف قرار دهند در پيچش شكم موثر است . ماليدن مخلوط سوزانده آن با شراب و روغن زيتون روياننده مو است . اگر سائيده مغز سوخته ميوه با شراب را بر روى قطعه‌اى پشم ماليده و زن در رحم خود قرار دهد از قاعده شدن جلوگيرى مىكند . اگر مغز ميوه كهنه را سائيده و بر روى اندامهائى كه در حال از بين رفتن هستند قرار دهند همچنين جويده آن براى غانفرايا ( گانگرن ) و نواصير العين ( 1 * ) و داء الثعلب خوب است . اگر مغز ميوه كهنه را كوبيده و فشار دهند روغن گردو بدست خواهد آمد . گردوى تازه مرطوب شيرين‌تر و به معده كمتر زيان مىرساند . مخلوط آن با سير از تيزى آن مىكاهد و اگر آن را بر روى عضو ضربه خورده بمالند كبودى آن را از بين مىبرد ( ديوسكوريد : 2 * ) . جوز به يونانى " قاروو " ناميده مىشود . جالينوس در مقاله هفتم از كتاب ادويه مفرده گويد : برگ‌ها و شاخه‌هاى اين درخت كمى قابض است ولى پوست خارجى ميوه چنانچه تازه باشد خاصيت قبض بيشترى دارد به همين جهت رنگرزان از آن استفاده مىكنند . اگر عصاره پوست تازه آن را همراه با عصاره توت و عصاره عليق يا عسل بپزند رب بدست آمده براى آماس‌هاى دهان و گلو سودمند است . ديسقوريدوس در مقاله اول گويد : گردوى بزرگى كه " جوز الملك " ( ترجمه Karua basilica ) و برخى آن را " جوز الفارس " مىنامند رسيده آن براى معده بد و بوجودآورنده صفراى تلخ است . . . ( بقيه مطالب كاملا با نوشتار دياسقوريدوس ذيل قارواباسليقا مطابقت كامل دارد ) . مسيح گويد براى درد روده مستقيم خوب است بايد پس از خوردن آن سكنجبين تهيه شده با شكر همراه با آب غوره بياشامند . مرباى گردو كه با عسل تهيه شده باشد براى معده خوب است و رطوبت آن را خشك مىكند و براى كبد سرد سودمند است . بولس در مقاله هفتم گويد روغن آن آماس‌ها و عفونت‌ها را از بين مىبرد . گردوى كهنه خاصيت جلا دهنده پوست را دارد ( رازى : 3 * ) . " جوز گرم است اندر درجه‌ى دوم خشك است اندر درجه‌ى اول [ مخزن : درجه‌ى دوم ] . گوز بريان كرده آن طبيعت ببندد و معض بنشاند و عصارتش خناق و ذبحه را سود دارد و اندر معده‌ى سرد زود گوارا است و اندر معده گرم مستحيل گردد " . . . . ( هروى : 4 * ) . برگ و پوست گردو هر دو خونريزى را بند مىآورند صمغ آن براى قرحه‌هاى گرم و افشره برگ آن به حالت نيم گرم براى چرك گوش سودمند است . من ( ابن سينا ) مىگويم گردو تنها براى معده گرم خوب نيست . در روغن جوشيده آن بسيار قابض و شكم را بند مىآورد . پوست گردو بهترين دارو براى گرده سرد است ( ابن سينا : 5 * ) .