ابو القاسم سلطانى

333

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 7 * ) - تت الجامع المفردات الادويه و الاغذيه ج 1 ص 59 - 58 ، ج 2 ص 27 ( 8 * ) - تلخيص از تحفه حكيم مومن ص 35 ( 9 * ) - تلخيص از مخزن الادويه ص 111 ( 10 * ) - قرابادين صالحى يا تحفه الصالحين ص 133 و 38 ( 11 * ) - Useful Plants And Drugs of Iran And Iraq . P : 125 Code - 2678 سفندوليون Heracleum sphondylium L . گياهى است پايا ، به ارتفاع تا 5 / 1 متر از خانواده Umbelliferae ، ساقه افراشته ، توخالى ، برگ‌ها چاكدار ، مجتمع به صورت چتر بزرگ در انتهاى شاخه‌هاى گل‌دار ، موسم گل‌دهى تابستان ، ميوه مانند سيساليوس ولى پهن‌تر ، سفيدتر و معطر . محل رويش گياه زمين‌هاى مرطوب و سنگلاخ اروپا ، در ايران رويش ندارد . تاريخچه و موارد مصرف گياه در طب سنتى : ديوسكوريد ذيل Sphondulion كه اصطفن و حنين آن را به سفندوليون معرب نموده‌اند مىنويسد : دانه آن تميزكننده بلغم و آرام‌كننده درد كبد و شفادهنده يرقان ، تنگ‌نفس ، اورتوپنه و اختناق رحم است . دود آن شخص خواب رفته و گيج را بيدار مىكند . ماليدن مخلوطى از جوشانده آن با روغن زيتون بر روى سر در آماس مغز ( 1 * ) و كوماى سبك ( 2 * ) و سردرد موثر است و ضماد آن با شراب از گسترش نمله ( 3 * ) جلوگيرى مىنمايد و ريشه آن براى يرقان و درد كبد سودمند است و قرار دادن پودر ريشه گياه در داخل فيستول سفت شده ، سفتى آن را تحليل مىبرد و عصاره گل تازه آن براى زخم‌هاى مزمن داخل گوش كه از آن چرك خارج مىشود مناسب است ( ديوسكوريد : 4 * ) . سقندوليون ، جالينوس در مقاله هشتم گويد ميوه گياه گرم است و اخلاط را قطعه‌قطعه مىكند ( رازى : 5 * ) . در تنگ‌نفس و آسم برونشيك موثر است ( ابن سينا : 6 * ) آن كلخ اندلسى است و به بربرى تافيفرا ناميده مىشود ( ابن بيطار : 7 * ) . صاحبان تحفه و مخزن الادويه علاوه بر ذكر موارد مصرف فوق مىنويسند طبيعت آن در دوم گرم و در آخر خشك است . خوردن دو مثقال ميوه آن در يرقان انسدادى ، قولنج و ضماد گل آن در بواسير و خوردن تخم و نشستن در جوشانده تخم آن در اختناق رحم ( هيسترى ) و ضماد گل آن با شراب در زخم‌هاى دير درمان‌پذير سودمند است . براى جلوگيرى از زيان رساندن آن به كليه با كتيرا مصرف مىنمايند . مقدار خوراك ميوه حدود 10 گرم و ريشه تا 7 گرم و در يرقان ريشه از ميوه موثرتر است ( حكيم مومن و عقيلى خراسانى : 8 * ) . ( 1 * ) - اصل قرانيطس ، التهاب دماغ ، سرسام حاد Encephalitis . " به لغت يونانى ورم و آماس حجاب و ورم دماغ مىباشد " ( برهان ) .