ابو القاسم سلطانى
334
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 2 * ) - اصل ليثرغس Lethargos ، خوابآلودگى ، كوماى سبك . ( 3 * ) - نمله : " بثره هاء خرد باشد به يكديگر نزديك و درهم پيوسته مىگردد و باز پهن مىشود و با خارش و سوزش بود و به لمس گرم بود و سوزش او همچون سوزش گزيدن مورچه بود و بسيار باشد كه نمله يك بثره ( Pustule ) بود و باشد كه بثرات پراكنده بود همچون ثولول و بيشترى چنان باشد كه بن او پهن بود و بعضى باشد كه ريش گردد و بعضى به تحليل زايل گردد و سبب آن مادهاى بود تيز اندر زير پوست با خون آميخته و اندر رگهاى باريك كه اندر پوست روان گشته . . . . " ( ذخيره خوارزمشاهى ) . " دانهها يا دانههاى بسيار كه با لهيب و سوزش بسيار در بدن ظاهر گردد و از ماده لطيف صفراوى و موضع آن اندك ورم كند و سرايت نمايد به اطراف و بدود مانند مورچه و دو نوع مىباشد يكى آنكه ماده آن در كمال ردائت و خباثت مىباشد و آن اكاله است كه پوست بدن را مىخورد و متقرح مىسازد و دوم آنكه ردائت و خباثت آن به آن مرتبه نمىباشد بلكه لطيف مىباشد و آن را ساعيه مىنامند جهت آنكه مىدود به اطراف اما منقرح نمىسازد و ساعيه در ظاهر جلد مىدود و اكاله در ظاهر و باطن هر دو " ( قرابادين كبير ص 55 ) ، جاورسيه از اصناف نمله است ( قرابادين كبير ) نمله ، عرق گز ( Sudamina , Hidora ) . . . " در بين رماتيسم حاد و حماى مطبقه ( تب تيفوئيد ) و غيره بروز مىنمايد . . . . هيچ معالجه براى آن لازم نيست و آن را از صور خفيه ميلير ( Milaire ) مىدانند " ( گلپايگانى ) . در دو قرن اخير شرى يا كهير را نيز نمله ناميدهاند ولى از نظر متقدمين " شرى " غير از نمله است بهطورىكه ابن سينا گويد " من حمره من نمله ، من شرى من جاورسيه " همچنين امروزه برخى از كشورهاى عربى اكزما را نمله مىنامند . ( 4 * ) - تت دياسقوريدوس م 30 ص 274 ش 71 ( 5 * ) - حاوى ج 21 ص 77 ( 6 * ) - قانون عب ص 394 ( 7 * ) - جامع مفردات الاغذيه و الادويه ج 3 ص 17 ( 8 * ) - تحفه حكيم مومن 148 ، مخزن الادويه 324 Code - 2683 شنبليد ( اصابع هرمس ) Hermodactylus tuberosus Mill . مقدمه : پزشكان سنتى چندين گياه از خانوادههاى Liliaceae و Iridiaceae را " سورنجان " ناميده و برحسب رنگ غدههاى ريشه و گل آنها را تقسيمبندى نمودهاند . صاحب مخزن در اين باره مىنويسد " سورنجان بيخى است شبيه به سير صحرايى ، صنوبرى شكل با اندك پهنى و سه نوع مىباشد يكى ظاهر و باطن آن هر دو سفيد و طعم آن شيرين و دوم ظاهر و باطن آن هر دو زرد مايل به تيرهگى و سرخى و سوم ظاهر و باطن آن تيرهتر و تلخ طعم و بهترين آن نوع اول باليده ، كرم ناخورده و اندك صلب آن است كه بدبو نباشد و اين مستعمل در ادويه مشروبه از داخل است " ( عقيلى خراسانى : 1 * ) .