ابو القاسم سلطانى
320
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
قسمتهاى مورد استفاده : برگ ، گل و ريشه تركيبات شيميائى : برگها و شاخهها داراى تانن محلول در اتركه با كلرور فريك سبزرنگ مىشود ، اسيدهاى آلى و يك آلكالوئيد . خواص درمانى : تلخ ، قابض ، تببر ( كليه قسمتهاى گياه ) ، نرمكننده ، مدر ، خلطآور . از برگها به شكل دمكرده براى تبهاى مقاوم ، كهير و در استعمال خارج براى درمان زخمها ، جراحات ، عفونتهاى پوستى ، التهابات جلدى و به صورت دهانشويه براى درمان آفت استفاده به عمل مىآيد . گلها به مقدار كم قاعدهآور و براى باز كردن خون قاعدگى مصرف مىشود با مقدار زياد سقطكننده جنين مىباشد . ريشه خلطآور و به شكل جوشانده به عنوان تببر و خلطآور در سرماخوردگى ، برونشيت ، آسم ، رماتيسم و به صورت مشمع براى بر طرف كردن دردهاى رماتيسمى مصرف مىشود . از جوشانده گياه در روغن كرچك براى تسكين درد نيش عقرب و گازگرفتگى سگ استفاده مىشود . Code - 2662 رمرام Heliotropium ramosissimum ( Lehm ) D . C . گياهى است پايا ، به اشكال مختلف ، درختچه كوچك ، يا بوته يا علف به ارتفاع 30 تا 60 سانتيمتر ، پرساقه از خانواده Boraginaceae . ساقهها افراشته ، شاخهها علفى با كركهاى ستارهاى . برگ خطى ، باريك ، سرنيزهاى ، نوكتيز يا مدور به درازاى تا 40 ميليمتر و پهناى تا 8 ميليمتر ، پرزدار ، حاشيه موجدار ، در قاعده داراى دمبرگ و در طول ساقه بدون دمبرگ يا دمبرگ بسيار كوتاه . گل كه در اسفند تا اوايل ارديبهشت بر روى گياه ظاهر مىشود كوچك ، به رنگ سفيد يا كرمى ، مجتمع در گل آذين سنبلهاى در دو رديف . پراكندگى : شمال هند ، پاكستان منطقه كراچى ، بعضى كشورهاى افريقائى مانند ليبى و ايران . محل رويش آن در ايران : خوزستان ، بوشهر ، شيراز ، جزيره خارك ، تبريز ، بين يزد و كرمان ، بندرعباس به طرف سيرجان ، بلوچستان ، سبزوار ، تهران و اطراف ، مردآباد كرج ، كاشان . . . .