ابو القاسم سلطانى
268
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
پراكندگى : يونان ، اسپانيا ، قسمتهائى اروپائى روسيه ، آناتولى ، اطراف دجله ، فرات ، بين النهرين ، سوريه ، افغانستان ، پاكستان و ايران . پراكندگى گياه در ايران به حدى است كه به كشت گياه نيازى نيست بطورى كه در اغلب نقاط به عنوان علف هرز كنده و دور ريخته مىشود ولى مصرف روزافزون آن كشت گياه را در اغلب كشورها به دنبال داشته است . تا سال 1870 اسپانيا تنها توليدكننده قسمت اعظم ريشه رگليس در دنيا بود . امروزه تركيه ، يونان و ايران قسمت اعظم رگليس مصرفى دنيا را تأمين مىكنند و سالانه بيش از 25 ميليون كيلوگرم ريشه و 150 هزار كيلو عصاره رگليس به امريكا صادر مىشود . تكثير گياه بوسيله ريزومهاى آن انجام مىگيرد قطعات ريزوم را به فواصل دو متر از يكديگر در رديفهاى منظم مىكارند و در خاتمه سال سوم يا چهارم در فصل پائيز ريزوم ريشه گياهانى را كه توليد ميوه ننمودهاند و داراى حد اكثر شيرينى مىباشند از خاك خارج مىنمايند . ريشههاى شسته شده را مدت 4 تا 6 ماه در هوا خشك مىنمايند و سپس به صورت دستههاى استوانهاى بستهبندى مىنمايند . پوست ريشههاى بزرگ و ضخيم شيرينبيان روسى را قبل از خشك كردن جدا مىكنند تا سريعتر خشك شود . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : نام جنس گياه از واژههاى يونانى Glykys ( - شيرين ) و Rhiza ( - ريشه ) گرفته شده است . شيرينبيان يا ليكوريس نه تنها به خاطر مزه شيرين بلكه به واسطه داشتن خواص درمانى از اعصار دور و براى تمدنهاى مختلف شناخته شده بوده است . در موزه بريتانيا و مصر رفرانسهايى موجود است كه آسورىها از شيرينبيان قرص مىساختهاند . در چين باستان Kan - tsao ' ' در ليست 120 داروى بسيار مهمى كه زندگى بشر را حفظ مىكنند قرار داده شده است . شيرينبيان از دير زمان نقش اساسى را در داروهاى برهمائيان ، بودائيان و هندوها بازى مىكرده است . احتمالا هندىها بكارگيرى اين دارو را از سومرىها فراگرفتهاند . در 270 سال قبل از ميلاد مسيح شايد اولين كسى كه در كتب يونانى از اين گياه نام برده تئوفراست پزشك يونانى و دوست ارسطو بوده است . وى در مورد اين گياه مىنويسد : شيرينبيان داراى مزه شيرين است كه براى آسم و ناراحتىهاى عمومى سينه مفيد است و همچنين همراه با عسل در درمان زخمها موثر است و اثر بسيار جالب توجه در پائين آوردن عطش و به تأخير انداختن احساس تشنگى دارد . ديوسكوريد ذيل Glykyrriza كه اصطفن آن را به " غلوكريزا " معرب و معادل آن را " سوس رومى " ( 1 * ) ذكر نموده است مىنويسد : آن را بنطيقى ( 2 * ) ، شقوثيون ( 3 * ) و ادبسن ( 4 * ) نيز مىنامند و آن سوس است كه در قباد و قيا و پنطس زياد مىرويد . اگر عصاره آن را زير زبان قرار داده ، مكيده و آب آن را فروبرند در خشونت قصبه الريه سودمند است همچنين در سوزش معده و بيمارىهاى سينه ، كبد ، مثانه و ورم گرده مفيد است و ضماد آن