ابو القاسم سلطانى
269
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
براى عقربك يا كژدمه ( 5 * ) خوب است ( ديوسكوريد : 6 * ) . سوس : بذيغورس گفته است كه آن براى سينه و سرفه و خوزىها گفتهاند كه چرك سينه را تحليل مىبرد ( رازى : 7 * ) . در تبهاى مزمن ، سوزش ادرار ، زايمان دشوار موثر است و بطور موضعى ناخنه چشم Pterygium و برگ آن بوى عرق بغل و پا را از بين مىبرد ( هروى : 8 * ) . اخوينى 31 تركيب داروئى را كه در آنها شيرينبيان وارد شده است براى درمان نزله ، گلودرد ، ترش كردن معده ، آماس گرده و ساير بيمارىهائى كه پزشكان قبلى ذكر نمودهاند ارائه نموده است ( اخوينى : 9 * ) . شيرينبيان صدا را صاف ، قصبه الريه را پاك و تشنج را بر طرف مىكند ( ابن سينا : 10 * ) . درد عصب را آرام مىكند ولى براى طحال زيان دارد مگر آنكه با گل سرخ همراه باشد ( غسّانى : 11 * ) . طبيعت آن گرم [ در دوم ] و خشك [ در اول ] و مقدار خوراك آن حدود 5 گرم است ( انصارى : 12 * ) . ريشه آن تا ده سال اثر درمانى خود را حفظ مىكند ( انطاكى : 13 * ) . مؤلفين تحفه و مخزن الادويه علاوه بر ذكر موارد مصرف درمانى فوق الذكر مىنويسند سوس كه به اصفهانى " مژو " و به تركى " شيرينبيان " ناميده مىشود پزنده اخلاط غليظ ، خلطآور ، قاعدهآور ، ضد نفخ و تقويتكننده اعصاب و در بيمارىهاى عصبى ، بواسير ، تنگى نفس موثر است اگر از اول فروردين تا اول تير هر روز حدود 5 / 1 گرم آن را با 75 / 0 گرم شكر و رازيانه بنوشند رگهاى بدن را پاك نموده ، چهره را خوشرنگ و در تبهاى مزمن ، سردرد ، ميگرن ، نقصان فعل حسن بينائى موثر است و با آب بهنگره ( 14 * ) در صورت تكرار عمل در ريزش موى سر سودمند است . براى جلوگيرى از زيان رساندن آن به كليه آن را با كتيرا همراه و مصرف مىنمايند ( حكيم مومن ، عقيلى خراسانى : 15 * ) . از مندرجات پزشكىنامه چنين مستفاد مىشود كه در دوران قاجاريه شيرينبيان و محصولات استخراجى آن با صور داروئى گرد شيرينبيان ، تيزن ، عصاره مايع ، عصاره خشك ، شربت ، قرص و زراء يا قرص صدرى ، و كليسريزين موارد مصرف زيادى داشته است ( مراجعه شود به پزشكىنامه ج 2 ص 521 ) . تركيبات شيميائى : ترپنوئيدها Terpenoids : گليسيريزين Glycyrrhizin يا گليسيريزين گليكوزيد Glycyprhizin glycoside يا گليسيريزى نيك اسيد Glycyrrhizinic acid به فرمول C 42 H 62 O 16 ( 1 تا 24 درصد ) ، گليسيرهتول Glycyrrhetol ، گلابروليد Glabrolide ، ليكوريس اسيد Licoric acid ، ليكويرتيك اسيد Liquiritic acid و بتاآميرين - B amirin . فلاونولها Flavonols و ايزوفلاونها : فرمونونهتين Formononetin ، گلابرين Glabrin ، گلابرول Glabrol ، گلابرون Glyzarin , Glabrone ، Glycyrol ، گلابريدين Glabridin ، كوماتاكنين Kumatakenin ، ليكوفلاونول Licoflavonol ، Licoisoflavonon و ليكو ايزوفلاونهاى A و B ، ليكو ايزوفلاوانون Licoisoflavanone ، ليكوريگون Licoricone ، ليكويريتين Liquiritin ، فازهئوللين ايزو سوفلاوان Pha seollinisoflavan و چالكونها