ابو القاسم سلطانى

97

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 1 * ) - مطالب داخل [ ] اضافه شده از كتاب مخزن الادويه مىباشد . ( 2 * ) - مقادير از مخزن الادويه است و صاحب مخزن گويد كه شب وقت خواب بخورند پير آن را بسيار موافق است . ( 3 * ) - تت دياسقوريدوس م - 4 ش 131 ص 371 ( 4 * ) - تت الحاوى ج 21 ص 195 و 268 ( 5 * ) - تلخيص از الابنيه 249 ( 6 * ) - از صيدنه عپ 267 ( 7 * ) - تت قانون عب 419 ( 8 * ) - تت جامع مفردات ج 3 ، 125 و ج 4 ص 46 ( 9 * ) - استسقاء لحمى ، استسقاى عام ، خيز عمومى انساج Anasarca , Aqua intercutem در اين نوع استسقاء همه بدن دچار آماس مىشود . ( 10 * ) - تلخيص از اختيارات 298 ( 11 * ) - استسقاى زقى Ascite ، اسم است براى اجتماع مايع مصلى در جوف صفاق اين مرض ممكن است از چهار قسم سبب حاصل شود . . . ( جواهر الحكمه 316 ) ، تجمع غير طبيعى مايعات در محوطه صفاق ( 12 * ) - نمك هندى ، به هندى آن را سينده‌لون مىنامند رجوع شود به كتاب مخزن الادويه ماده ملح هندى ( 13 * ) - تحفه 15 مخزن 68 ، 442 ( 14 * ) - فروغ ناصرى Code - 1257 آطريلال Carum ammioides Benth et Hook آطريلال نامى است كه به زبان بربرى به ميوه ( دانه ) گياهى با نام علمى ذكر شده در صدر از خانواده Umbelliferae داده شده است و به معنى پاى پرنده مىباشد در مصر آن را رجل الغراب و جزر الشيطان مىنامند . ابن بيطار در شرح و موارد مصرف درمانى آن مىنويسد : گياه در ساقه و گل به شبت شباهت دارد با اين تفاوت كه گل شبت زردرنگ و گل اطريلال سفيدرنگ است دانه گياه به شكل دانه مقدونس 1 * و گياهى كه در مصر خله 2 * ناميده مىشود مىباشد ولى كمى بزرگتر است . مزه آن گرم ، تند ، كمى تلخ و زبان را مىگزد . بعضى تصور كرده‌اند كه آن دانه گياه رعى الايل 3 * مىباشد درصورتىكه ساقه رعى الايل زاويه‌دار و ساقه اطريلال در مقطع گرد است [ برگ‌ها پراكنده و دندانه‌دار مىباشند ] 4 * . اطريلال گرم و خشك است در آخر دوم ، خوردن آن در درمان بهق 5 * و وضح 6 * آشكارا سودمند مىباشد آن را به صورت مفرد يا آنكه حدود 5 ، 3 گرم 7 * آن را با 875 ، 0 گرم عاقرقرحا [ تربد ، زنجبيل و عاقرقرحا از هريك دانگى ] مخلوط نموده كوبيده با عسل خوب معجون نموده [ بعد از تنقيه با مسهلات ] و بعد از نوشيدن آن در آفتاب نشسته موضع را برهنه براى مدت يك الى دو ساعت در مقابل تابش آفتاب