ابو القاسم سلطانى

242

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

مقدار خوراك : پودر ميوه خشك : 06 / 0 تا 20 / 0 گرم عصاره الكلى : 05 / 0 تا 10 / 0 گرم براى اشخاص بالغ مسموميت : سميت حنظل بواسطه داشتن كوكوربيتاسين E ، هيدروسيانيك اسيد و ساپونين مىباشد . در مسموميت با حنظل ابتدا بايد معده را تخليه و سپس از تنتوراپيوم استفاده نمود . ( 1 * ) - حنظل نام گياه و در طب سنتى به ميوه آن اطلاق شده است ( 2 * ) - مترادف با Citrollus colocynthis ( L . ) Shrad ( 3 * ) - معرب آن سيقوبقرا ( 4 * ) - معرب آن قولوقنيس ( 5 * ) - منظور از شحم ، گوشت يا پيه ميوه " Pulp " قسمت نرم داخل ميوه مىباشد . ( 6 * ) - اودرومالى ، اقومالى ؛ يعنى آب و عسل ، دو قسمت آب را با يك قسمت عسل مخلوط نموده در حرارت ملايم آب آن را تبخير مىكرده‌اند ( 7 * ) - تت دياسقوريدوس م - 4 ص 367 ش 121 ( 8 * ) - ابليميا : نوعى صرع كه در آن حس و حركت تباه مىشود ( قرابادين كبير ) ( 9 * ) - تت جامع مفردات ج 2 - ص 36 ( 10 * ) - اصل : ورك ، به زيرنويس كد 452 همين مجموعه ( 11 * ) - رازى ( 12 * ) - تت الحاوى ج 20 ص 360 ( 13 * ) - خدر ، آخذه ، خدر موضعى ، مذال ، بىحسى ، كرخى ، فرانسوى Engourdissement , Torpeur انگليسى Numbness . خدر به تحريك خاودال . . . علتى است آنى كه در حس لمس بهم مىرسد و يا آن بر طرف مىگردد و يا ناقص مىشود . حس لمس ، و با رعشه مىباشد اگر ضعيف باشد و با استرخاء اگر مستحكم باشد صاحب آن حين نمىتواند به خوبى راه برود و اگر در دست باشد نمىتواند چيزى را در دست بگيرد . به فارسى آن را خائيدگى و سستى اندام دانند صاحب آن در عضو مخدور درمىيابد كه گويا مورچه راه مىرود و يا سوزن فرومىبرند . . . شيخ الرئيس گفته اگر خدر دوام يابد و با استفراغ زائل نگردد و دوار بهم رسد منذر به سكته است ( قرابادين كبير ) ( 14 * ) - الابنيه 109 ( 15 * ) - تت صيدنه عپ 165 ( 16 * ) - تت قانون عب 316 ( 17 * ) - تلخيص از الاختيارات 130 ، تذكره 132 ، تحفه 95 ، مخزن 238