ابو القاسم سلطانى

243

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 18 * ) - مانيا ، به لغت يونانى به معنى جنون سبعى است ( قرابادين كبير ) Acute mania ( 19 * ) - اصل داء الافرنجى ، داء الافرنجيه ، آكله ، سفليس كاذب ، تاكوله ، آبله فرنگى ، آتشك . فرانسوى Chancre simple , Chancre mou انگليسى Moninfecting chancre , Chancroid . نوعى بيمارى مسرى كه در مناطق گرمسيرى شايع مىباشد و زخمهاى دردناكى روى آلت تناسلى مرد و زن به وجود مىآيد و غالبا با خيارك همراه است و عامل آن باسيل دوكرى مىباشد ، تاولهائى كه بر اثر مرض سفليس روى پوست بدن جمع مىشود . ( 20 * ) - كتاب خطى فروغ ناصرى Code - 1545 بطيخ هندى Citrullus vulgaris Schrad گياهى است علفى ، يك پايه ، داراى ساقه خزنده ، منشعب ، پيچك‌دار ، بدون كرك از خانواده Cucurbitaceae كه درازاى آن تا 3 متر مىرسد و در زمين سبك و شنى به خوبى رشد مىكند . برگ داراى بريدگيهاى عميق و منقسم به لوبهاى گرد و مدور ، گل كوچك ، زردرنگ ، ميوه درشت ، كروى يا بيضوى ، پوست سبز و بر خلاف خربزه مواد قندى آن در درون بر جمع شده است . پولپ يا گوشت آن پس از رسيدن قرمز رنگ و شيرين مىشود . دانه‌هاى آن در درون بر پراكنده و در انواع مختلف به رنگهاى سياه و زرد و سفيد مىباشد . تاريخچه : مصريان قديم آن را مىشناخته‌اند در باب " سفر اعداد تورات " نام آن آمده است و به نظر مىرسد قوم بنى اسرائيل هنگام خروج از مصر بذر آن را به سوريه برده‌اند و از طريق سوريه به تركيه و قبرس راه يافته است و چون ميوه آن از هند به ايران وارد شده است آن را خربزه هندى يا خربزه هند و هندويانه ناميده اند و از اوائل قرن نهم هجرى نام هندوانه مستعمل شده است . در كتاب ارشاد الزراعه نوشته 921 هجرى طرز كاشت ، داشت و برداشت آن آمده است . هروى در اين كتاب انواع آن را " هندوانه رسمى ، قراقاش ، زرد مشهور به مكه ، كدوسر ، ساق خاتون و اندرون سرخ " ذكر نموده است 1 * . رازى در كتاب دفع مضار اغذيه مىنويسد : بطيخ هندى [ با شيرخشت ] در تب غب و تب محرقه 2 * سودمند و زيادكننده پيشاب است 3 * . بطيخ هندى يا خربزه هندى سرد و تر است آب آن با طباشير و شكر در تبهاى تيز صفراوى و يرقان موثر است . سردمزاج نبايد بخورد مگر آنكه با سركه انگبين كه با عسل تهيه شده تناول نمايد 4 * . اخوينى آن را در موارد يبوست شكم ، تشنگى و آماس گرده ( نفريت ) توصيه نموده است 5 * . مثانه را تميز مىكند ولى براى پيران و سردمزاجان مضر مىباشد 6 * .