ابو القاسم سلطانى

100

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

8 * . . . همچنين گاز افعى را كه بر او كند منفعت دهد نيك . . . و بوسه پياز 9 * تيزتر است كه اين دگر پياز . . . ( الابنيه 52 ) . اخوينى در 15 مورد كاربرد پياز را در درمان با نام " بياز " ذكر مىنمايد و دو مورد از تخم بياز به منظور افزايش نيروى جنسى استفاده كرده است در باب داء الثعلب [ طاسى ] گويد بياز را به دو نيمه ببرى و باز بمالى چندانك سرخ شود و گر اين بياز ، بياز نرگس بود به بود ( هدايه المتعلمين 157 ، 209 ، 510 ، . . . ) . بصل را به لغت رومى قروميديا گويند و قاراماون و به زبان سريانى بصلا گويند و به سندى نيز . . . و محمد زكريا [ رازى ] گويد . . . آنچه از پياز او را شلار خوانند حدت در او كم بود و ابو ريحان گويد در بلاد ما آنچه از او تيزتر آن را زرنك گويند و در دره خمار پيازى است كه او را سرخ پياز گويند ( صيدنه عز ش 153 ص 113 ) . خوردن پياز به‌ويژه گزند آبهاى آلوده را از بين مىبرد اگر رسوب آن را دور بريزند بوى آن از بين مىرود . . . زياده‌روى در خوردن آن به علت توليد خلطهاى بد به عقل زيان مىرساند . . . آب دهان را زياد مىكند . . . تخم آن در ككمك سودمند است . پيازى كه پخته شده باشد تشنگىآور و در يرقان سودمند است . . . زيان هواى آلوده و سمى را از بين مىبرد . . . ( تت قانون عب 268 ) . خون را به ظاهر پوست كشد و بدين قوت بر داء الثعلب بمالند سود دارد . . . ( اغراض 587 ) . چون بكوبند و با عسل به سرشند و برقوبا 10 * و بهق 11 * طلا كنند سود دارد . . . ( اختيارات 66 ) . در يرقان و بزرگى طحال موثر ، زيادكننده پيشاب و خون قاعدگى و خردكننده سنگ كليه است . . . ( تذكره 67 ) رافع بوى او باقلا و نان سوخته و گردكان مشوى 12 * و تخم او در آخر دوم گرم و خشك با رطوبت فضليه و مبهى . . . و قدر شربتش 13 * يك مثقال است ( تحفه 49 ) . قزح به كسر اول تخم بصل را نامند ( فرهنگ مخزن ) . پياز به عربى بصل . . . و فى الحديث : اذا دخلتم بلاد اكلو من بصلها يطرّد عنكم و باؤها . ( فروغ ناصرى 186 ) . پياز خورد كرده مخلوط با سركه را در بر طرف كردن لكه‌هاى ككمك نطول مىكنند . . . اگر در معالجه استسقاى لحمى 14 * به هر سببى كه عارض شده باشد غذا و مشروب بيمار را منحصر به شير و پياز نمايند بدين‌ترتيب كه در عرض شبانه‌روز سه دفعه به بيمار شير با مقدارى قند بدهند و پس از آشاميدن شير يك دانه پياز خام بخورد حتى اگر سبب آن از قلب باشد به زودى بر طرف مىگردد . . . ( خلاصه از پزشكىنامه جلد 2 - 409 ) در لبنان آن را دوفص و ازليم و در سوريه پياز آن را فحل البصل و روس البصل مىنامند و علاوه بر مصارف درمانى فوق در آلبومينورى ، درد مفاصل ، بيمارى قند ، بزرگ شدن پروستات ، ازدياد فشار و كلسترول خون مصرف مىنمايند . طبق بررسى دكتر امين در عطاريهاى تهران تخم پخته‌شده آن همراه با روغن بادام و شكر به عنوان برطرف‌كننده تبهاى تيفوئيدى عرضه مىگردد ( گياهان سنتى 97 ) . پياز در موارد ضعف معده ، دير هضم شدن غذا و قولنج Colic نبايد مصرف شود . ( 1 * ) - " منّ و السلّوى " را كه در قرآن مجيد آمده و مترجمين به ترنجبين و مرغ بريان ترجمه كرده‌اند ذيل ترنجبين تفسير كرده‌ام به ترنجبين كد 250 مراجعه شود .