ابو القاسم سلطانى

186

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

و سرد اروپا ، آسيا و برزيل مىرويد . برگ‌هاى قاعده كه بر سطح زمين گسترده مىباشند بيضوىشكل و بزرگتر از برگ‌هاى باريك و بدون دمبرگ طول ساقه مىباشد . كاپيتولها دو پايه و در راس ساقه قرار دارند كاپيتولهاى ماده بواسطه دارا بودن اسانس بيشتر بر كاپيتولهاى نر مزيت دارند . ديوسكوريد از اين گياه به نام گنافاليون Gnaphallion نام‌برده كه از واژه Gnaphalon يونانى به معنى كرك نرم يا پر نرم مشتق شده است چه روميان باستان برگ‌هاى كركى و نرم اين گياه را به جاى پر در درون بالش‌ها قرار مىدادند در ترجمه دياسقوريدوس اين واژه غنافليان و در الحاوى رازى غيافاليون آمده است و اسرائيلى قرطبى و غافقى اين گياه را به علت داشتن رنگ سفيد كركها فضيّه ناميده‌اند . از زمان صفويه تا زمان شليمر ( 1874 ميلادى ) گياه به دست فراموشى سپرده شده است لذا در كتب اختيارات بديعى ، تذكره ، تحفه ، مخزن و فروغ ناصرى و حتى در واژه‌نامه‌هاى اين فاصله نامى از گياه ديده نمىشود در زمان شليمر در خارج اين شايعه بوجود آمد كه اين گياه در سرطان و سل ريوى حاد موثر است و باعث شهرت اين گياه براى مدت زمان محدودى گرديد ولى اين نظريه مردود شناخته شد . ديوسكوريد درباره اين گياه مىنويسد : گياهى است كه برگ آن در نازبالش يا پشتى و مشابه آنكه بايد نرم باشند به كار مىرود تناول آن با آشاميدنيهاى قابض در زخم معده سودمند است ( ترجمه از دياسقوريدوس م - 3 ش 112 ص 292 ) . غيافاليون ، جالينوس گفته است اسم گياه از مخملى كه بالاپوش مردم است مشتق شده است و آن هنگامى كه با آشاميدنيهاى قابض مصرف شود در قرحه‌هاى ريوى سودمند است ( الحاوى جلد 21 - 208 ) . الحاوى ، جالينوس گويد اسم گياه . . . ( بقيه مطالب همان است كه در بالا آمد ) ( صيدنه عز ش 756 ) . فضيّه ، غافقى گويد كه اين اسم به خاطر رنگ سفيد آن است و آن گياهى است كه داراى شاخه‌هاى زياد است كه از يك ريشه خارج مىشود برگ آن به اندازه برگ مرزنجوش و داراى كرك سفيدرنگ مىباشد و تمام قسمتهاى گياه را كرك سفيد پوشانده است . ضماد كوبيده آن جراحات تازه را التيام بخشيده و نسج تازه مىآورد ، هموپتيزى و اسهال را قطع مىكند و ديوسكوريد گفته است كه اسم گياه از پنبه مشتق شده است ( تت جامع مفردات ج 3 - 164 ) . گياهى است كه اهل مغرب آن را مىشناسند و آن گياهى است كه در اندلس به تمتتيل مشهور است ( شرح اسماء 303 ) . تركيبات شيميائى : گياه حاوى مقدار كمى اسانس ، تانن ، موسيلاژ ، فيتوسترين Phytostrin ، نيترات پتاسيم و نوعى الكالوئيد مىباشد . خواص درمانى : كاپيتولهاى گياه داراى اثر نرم‌كننده ، تب‌بر ، خارج‌كننده صفرا و بلغم ، قابض ، و تسكين‌دهنده سرفه مىباشد . بويژه از گياه بواسطه اثر افزايش‌دهنده ترشح صفرا در بيمارى يرقان استفاده مىشود .