ابو القاسم سلطانى

140

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

در صيدنه ابو ريحان بيرونى نوشته ديوسكوريد عينا با اين تفاوت كه اولا بطرس Botrus كه در يونانى به معنى خوشه انگور است " عنقود " آورده شده است و عنقود به‌طور عام به معنى خوشه و در اصطلاح پزشكان سنتى اختصاصا به امبروسيا اطلاق گرديده است به‌طورىكه در مخزن الادويه اين گياه ذيل عنقود آمده نه امبروسيا كه نام لاتين و اين نيز ماخوذ از لغت اهل كابادوس است ثانيا ابو ريحان " رايحه سداب " را " رايحه خشخاش " ذكر نموده است كه با نقل قول ابن بيطار از ديوسكوريد نيز مغاير است . ابن بيطار ذيل امروسيا 1 * آن را شرح داده پس از نقل قول از ديوسكوريد به شرح ذكرشده در فوق مىنويسد : جالينوس در سادسه گفته است ضماد كردن آن از خارج اثر قابض دارد و مانع ريزندگى مىشود . . . ( تت جامع مفردات ج 1 - ص 55 ) . صاحب مخزن ذيل عنقود مىنويسد : عنقود . . . سرد و خشك است مقوى اعضاء و مانع ريختن مواد به اعضاء است و ضماد آن رافع اورام حاده و التهاب آن و مسكن حدت خون و صفرا . مقدار شربت آن سه درم . . . ( مخزن الادويه 402 ) . امروزه نيز آن را مقوى اعضاء بويژه قلب و معده و رافع عوارض مسلولين از خارج و التيام‌دهنده زخم و جراحات و نرم‌كننده مىدانند مضافا در درمان اخلاط خونى و خون‌ريزى بينى مصرف مىنمايند . در تركيب شيميائى آن ماده‌اى به نام آمبروزين به فرمول C 15 H 18 O 3 با وزن مولكولى 31 ، 246 وجود دارد كه در كلرفرم بسيار محلول و در بنزين حل مىشود . در آب ، اسيدهاى رقيق و محلول سرد سود محرق غير محلول و در الكل به حالت متبلور درمىآيد . ذكر اين نكته ضرورى است كه در كتاب دياسقوريدوس ذيل بطرس 2 * در آخر آمده است " اهل قبدوقيا [ كاپادوس ] اين نبات را نيز امروسيا و برخى ارطماسيا ناميده‌اند " . با توجه به اينكه ابن بيطار Ambrosia maritima L را ذيل امروسيا آورده در فرهنگ دهخدا به استناد از ترجمه فرانسوى ابن بيطار آمده است امبروسيا ، شواطر ، مسك الجن . بهر جهت منظور از امبروسيا ، امروسيا ، عنقود در طب سنتى و اسامى مترادف ديگر نظير دمسيس ، دمسينه ، افسنتين كاذب ، يبانى پلين ، زيلان چيچكى و عمبريه Ambrosia maritima L مىباشد . ( 1 * ) - علاوه بر گياه فوق كه امروسيا ناميده شده بايد توجه داشت كه در قرابادين‌هاى قديم تركيبى به نام امروسيا وجود دارد كه تهيه آن را به بقراط نسبت مىدهند كه در حقيقت به صورت معجون مىباشد براى تهيه آن ، دوقو ، كمون كرمانى ، عود بلسان ، سليخه ، قردمانا ، فقاح اذخر ، تخم كرفس ، دارفلفل ، قسط تلخ ، فلفل سفيد ، مرمكى ، حب الغار ، وج ، زعفرآن را به سه برابر وزن عسل سرشته به صورت معجون درآورده به عنوان مدر ، خارج‌كننده سنگ و در استسقاء مصرف مىنموده‌اند . ( 2 * ) - بطرس Chenopodium botrys L