ابو القاسم سلطانى
141
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
Code - 380 خله شيطانى Ammi majus L گياهى است علفى يك ساله به بلندى حدود يك متر كه ظاهر آن شبيه به هويج با برگهاى بريده نخى مىباشد ظاهر گياه به رنگ سبز مايل به آبى مىباشد پراكندگى آن بيشتر در مصر بهويژه در دلتاى رود نيل است ولى در نواحى مختلف اروپا و آسيا مىرويد در ايران در بوشهر ، آبادان ، شهبازان ، گرگان ، گنبد كاوس ، كرمانشاه ، قصر شيرين در زمينهاى ماسهاى مىرويد به همين جهت نام علمى گياه Ammi از Ammos يونانى به معنى ماسه گرفته شده است . تركيبات شيميائى : ميوه گياه داراى آموئيدين Ammoidin يا متوكسالن Methoxalen ، آميدين Ammidin ، برگاپتن Bergaptene و يك آلكالوئيد ناشناخته است آموئيدين تشكيل بيگمانهاى رنگى ملانين را در مقابل اشعه ماوراء بنفش زياد مىنمايد لذا براى درمان Vitiligo يا لك و پيس مورد استفاده قرار مىگيرد . اثر درمانى : در مصر از قديم براى درمان لك و پيس از گرد ميوه آن استفاده مىشده است امروز نيز براى درمان Vitiligo و لكودرمى Leucodermia استفاده مىشود در كشورهاى عربى دمكرده 80 گرم از دانه در يك ليتر آب جوش روزانه به مقدار دو فنجان استفاده مىشود . به عنوان مقوى و هضمكننده غذا و ضد نفخ و مدر از دمكرده يك قاشق قهوهخورى از دانه گياه در 100 گرم آب 3 تا 4 مرتبه در روز استفاده مىشود . Code - 381 بستيباج Ammi visnaga ( L . ) Lam ديوسكوريد به غير از جزر برى كه آن را اسطافيلينوس اغريا ناميده ذيل دوقس 'Dauqos " يا جنس جزر ( هويج ) سه گياه را شرح مىدهد . گياه اول را قرنطيقوس ناميده كه در جامع مفردات ابن بيطار مريطيقوس ضبط شده است و آن Athamanta cretensis مىباشد و پزشكان اسلامى آن را حشيشه البراغيث ناميدهاند و دو گياه ديگر Pastinica shekakul Rus و احتمالا گياه مورد بحث مىباشد . وى مىنويسد دانه سه نوع قاعدهآور ، از بينبرنده جنين ، آرامكننده قولنج و سرفه مزمن مىباشد و نوشيدن آن با شراب در گزيدگى رتيل سودمند است ( تت كتاب دياسقوريدوس م - 3 ش 68 ص 276 ) اسرائيلى قرطبى ذيل دوقو 1 * مىنويسد . . . بنا بر گفته متاخرين آن دانه اخله است و آن گياهى است كه انسان با آن خلال مىكند و نزد ما به منتنه معروف است ( تت شرح اسماء م - 94 ) . اخله به لغت مصرى بستياج است ( فرهنگ مخزن ) اين واژه در جامع مفردات به صورت " بستيناج " در اختيارات بديعى و مخزن بستياج در تذكره بستناج در تحفه ، فروغ ناصرى و برهان قاطع و ساير فرهنگها بستيباج آمده است .