ابو القاسم سلطانى
133
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
جوشانده آن لرز بدون تب را از بين مىبرد . چنانچه مخلوط آن را بر بثورات يا خال ضماد نمايند آن را از بين مىبرد و چنين تصور مىشود كه اگر دانه آن را كوبيده و در غذاى شخصى كه سگ هار وى را گاز گرفته باشد داخل نمايند اثر سم آن را از بين مىبرد و گفته شده است كه اگر آن را در خانه آويزان كنند موجب حفظ افراد آن خانواده مىشود و چنانچه گياه را در پارچه قرمز بسته و بر محل دردناك چهارپايان بهبندند درد را تسكين مىدهد . ( تت دياسقوريدوس م - 3 ش 86 ص 282 ) . حنين در ثبت اسماء آن را الترمسى 1 * ناميده زيرا به ترمس 2 * شباهت دارد . جالينوس آن را آلوسن ناميده است زيرا در گزيدگى سگ هار عجيب سودمند است . . . آن كليهها را پاك نموده و خال صورت را از بين مىبرد . . . ( تت الحاوى ج 20 ص 57 ) . گياهى است كه به ترمس شباهت دارد لذا آن را ترمسا ناميدهاند . . . ( تت صيدنه عپ 64 ) . آلوسن ، گرم و خشك است در درجه اول . . . ( قانون عب 362 ) . شجرهء الكلب 3 * را در اندلس جملج مىنامند ( ترجمه از شرح اسماء مايرهوف 370 ) . آالسن اسم يونانى است در شام به حشيشة اللجاه 4 * و حشيشة السلحفات معروف است و ديوسكوريد در سوم گويد . . . [ كاملا آنچه در كتاب دياسقوريدوس ذيل اليسون آمده ذكر شده است ] . در ادويه مقابله لا دواء از ديمقراطيس آمده است كه اين گياه به فراسيون شباهت دارد منتهى خشنتر از آن است . . . گياه را در وقت طلوع شعرى 5 * برداشت نموده خشك مىكنند سپس آن را كوبيده و با سركه مخلوط و ذخيره مىنمايند و در وقت گزيدگى سگ هار به اندازه يك ملعقه از آن را با 5 ، 4 اوقيه آب عسل مىنوشند . . . برخى از اهالى اندلس تصور كردهاند گياهى را كه قاره 6 * مىنامند و در گزيدگى سگ هار سودمند است همان الوسن است درحالىكه اينچنين نيست و قاره را به يونانى سطاخوس مىنامند و غافقى گفته است كه عشبهء السباع 7 * نيز در گزيدگى سگ هار سودمند است . . . ( تت جامع مفردات ج 1 - ص 3 ) . آلوسن و با حذف واو [ آلسن ] ، رجل الغراب 8 * و در مصر جذر الشيطان ( 8 * ) و در شام حشيشة النجاهء و حشيشة السلحفات ناميده مىشود . . . ضماد آن با عسل در بثورات كچلى 9 * و به بينى كشيدن جوشانده 10 * آن در زكام و تنگنفس و خوردن آن با عسل در خلط ناى سودمند و كليه را پاك و فضولات را خارج مىسازد و آن هضمكننده غذا ضد نفخ و آرامكننده درد سرين و مفاصل است . . . ( تت تذكره ص 34 ) . الوسن ، الوسون . . . جهت ورم خصيه عجيب النفع . . . ( تحفه 32 ) ، درست اسم فارسى الوسن است ( تحفه 43 ) . السن ، ساق آن به قدر ذرعى شبيه به ساق رازيانه ، برگ آن شبيه به برگ فراسيون و از آن درشتتر ، خارناك و رنگ آن ما بين سرخى و سياهى و تخم آن مايل به پهنى و سبز تيره و در غلاف دو طبقه و از ترمس كوچكتر و در طعم به حدت و تندى و تلخى نانخواه و گل آن سرخ مايل به تيرهگى كه از زير برگها بيرون مىآيد . . . به غايت مقوى باه است . . . ( مخزن 57 ) . نام علمى حشيشه الكلب را مايرهوف همان ذكر مىنمايد كه در صدر آمده است . امروزه نيز در كشورهاى عربى گياه را حشيشه السلحفات ، شجرهء الكلب مىنامند .