ابو القاسم سلطانى

131

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 13 * ) - تحجر مفاصل ، تقعد مفاصل ، جسأه ، جساءه ، [ Ankylosis ] يعنى سخت و بسته شدن مفاصل است كه از صدور افعال طبيعيه عاجز و قاصر باشد و حركت نتواند كرد ( فرهنگ قرابادين ) ، سفتى و محكم شدن غير طبيعى مفاصل . ( 14 * ) - تشنج - اسپاسم Spasm ( 15 * ) - زحير ، حركهء المعى المستقيم تدعو الى البراز اضطرارا فيقوم صاحبه و لا يبرز منه شىء الا كالبزاق المخلوط بالدم - ازعاج البطن ازعاجا متواترا مع خروج رطوبات بلغميه ذات رغوه قليله المقدار ( ابن سينا ) . Tenesmus زحاره ، پيچش شكم ، كناك ، رينش ، فشار دردناك و بىحاصل براى خارج كردن مدفوع . Code - 339 , 343 , 344 قدومه‌ها Alyssum Thlaspi واژه قدومه از قرن هشتم هجرى در فرهنگ‌ها و كتب پزشكى وارد شده است در كتب الحاوى ، الابنيه ، هدايه المتعلمين ، صيدنه ابو ريحان و قانون اين نام به چشم نمىخورد . در اختيارات بديعى تاليف انصارى شيرازى ذيل ماده تودرى آمده است " تودرى ، توذرنج گويند و بذر الهوه و قصيصه نيز گويند و بشيرازى تودرى خوانند و به اصفهانى قدومه . . . " و اين همان گياهى است كه ديوسكوريد آن را Erysimon ناميده و در كليه كتب طبى قديم ذيل ماده تودرى يا تودرنج آمده است و تا زمان شليمر ( 1874 ميلادى ) قدومه مترادف با تودرى ، قصيص ، جنفج و در فرهنگ هنجرى نام فرانسوى آن Velar , Erysine و در فرهنگ شليمر نام علمى آن Sisymbrium officinal ( L . ) scop آمده است . امروزه نيز در كشورهاى عربى اين گياه را تودرنج ، قصيصه ، سماره مىنامند لذا منظور از قدومه در كتب قديم و قرابادين‌ها كه تا حدود يك‌صد سال قبل نوشته شده است همين گياه است . براى اطلاع بيشتر به تودرى مراجعه شود . به غير از گياه فوق كه از تيره كروسيفر مىباشد تقريبا از يك‌صد سال قبل به اين طرف به تدريج دانه برخى از جنسهاى كروسيفر نظير Alyssum ها ، Thlaspi و يك گياه از Lepidium ها را به شرح زير قدومه ناميده‌اند . الف - Alyssum ها : 1 - Alyssum minus ( L . ) pothm كه مترادف آن A . Campestre L مىباشد . هوپر ( سال 1937 ميلادى ) مىنويسد دانه اين گياه در تهران قدومه ، قدومه شهرى ، قدومه شيرازى ناميده مىشود و آن را مخلوط با دانه‌هاى بهدانه ، بالنگو و بارهنگ به صورت دم‌كرده براى تسكين سرفه به كار مىبرند . اسامى محلى اين گياه قدومه باغى ( در ميگون ) ، آفتاب‌گردون‌چه ( البرز ، كن ) تنبضون ( اردهال مشهد ) دوگمااوتى ( اردبيل ) و نيز علف سير ناميده مىشود ( ش 343 ) . 2 - A . Staphi vieh . Syn . A . Campestre L . Var . Genuinum boiss كه واريته‌اى از گياه قبل مىباشد و به نام قدومه شيرازى معروف است . 3 - A . STRIGOSUM SCHRAD كه محل رويش آن باختران ، قصر شيرين ، قزوين ، كرج و دماوند مىباشد بنام قدومه زبر و قدومه گل ريز ناميده مىشود . ( ش 346 )